گسترش بنگاهها-پایان نامه بهینه ساختن عمکرد بنگاه

دانلود پایان نامه

اگرچه نظريه هاي مربوط به بنگاههاي كوچك و متوسط بيش از يك سده قدمت دارند و نظريه پردازان كلاسيك آن را مطرح مي كردند، ولي در دو يا سه دهه اخير و همزمان با گسترش نفوذ نظريه پردازان نئوكلاسيك، نظريه مزبور در قالب كارآفريني رونقي دوچندان گرفته است. به طور كلي گفته مي شود كه گسترش بنگاههاي كوچك و متوسط در چهار بُعد باعث تحول در جامعه مي شود:

بُعد اجتماعي؛يعني گسترش اين بنگاهها موجب افزايش اشتغال مي شود، اين بنگاهها غالبا‍ گرايش به استفاده از فناوري هاي كاربر دارند تا سرمايـــه بر

بُعد اقتصادي ؛يعني توزيع درآمد در جامعه همگن تر شده و از اين نظر بسياري از تنشهاي اجتماعي پيشگيري مي شود؛

بُعد سياسي؛ يعني اين گسترش موجب توزيع بهتر فرصتها در ميان مردم شده و از قدرت گيري گروهي خاص جلوگيـــري مي كند؛ برخي نيز آن را گامي در جهت توسعه دموكراسي و جامعه مدني مي انگارند؛

بُعد شخصي؛ يعني فضايي مناسب تر براي بروز خلاقيتهاي انسانهاي كارآفرين و كم سرمايه فراهم مي شود.

تحول در اين چهار بُعد، با نوعي افزايش پويش و انعطاف پذيري آن در برابر تغيير و تحولات جهاني نيز همراه است. به عبارت ديگر چون به طور طبيعي اين بنگاهها را كساني مي گردانند كه از قدرت كارآفريني برخوردارند، از اين روبه سرعت در برابر تغييرات، واكنش نشان مي دهند، خود را با آن سازگار مي كنند، و در راستاي منافع خود بر آن اثر مي گذارند. براي درك عميق تر اين پويش و انعطاف پذيري، كافي است كه بگوييم كارآفرين كسي است كه از اين ويژگيها برخوردار باشد:

ابتكار عمل دارد؛ قدرت تصميم گيري و پيگيري فردي دارد؛ فرصتها را به خوبي تشخيص مي دهد و به موقع عمل مي كند؛ با ريسك حساب شده حركت مي كند؛ دقت دارد و نگران كيفيت است؛ نسبت به سود و زيان و بهره وري عوامل حساسيت دارد؛ اعتماد به نفس دارد؛ و سرانجام شجاعت و جسارت براي بيان نظرات خود دارد.

(جمشیدی،م،1389،بررسی طرحهای بنگاههای کوچک و متوسط و نقش انها در جذب سرمایه گذاری،مجله پیوند مهر بانک کشاورزی)

به طور کلی برای تدوین استراتژی، به بررسی محیط خارجی و داخلی سازمان می پردازیم، فرصتها و تهدیدهای محیطی همچنین قوتها و ضعفهای داخل سازمانی را شناسایی می کنیم سپس با درنظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلندمدت را تنظیم می نمائیم. برای رسیدن به این اهداف، برنقاط قوت خود تکیه می کنیم  و با بهره گیری از فرصتها، درصدد هستیم تا نقاط ضعف خود را ازبین برده و با دستیابی به مزیت رقابتی موجبات موفقیت سازمان را در میدان رقابت فراهم آوریم. این روش ، متداول ترین راه  تدوین استراتژی برای سازمانها است .

مطالعه شمــاري از كشورها، بويژه آنهايي كه طي دهه اخير در اين زمينه فعال بوده اند و به عنوان نمادي از موفقيت در توسعه انگاشته شده اند، نشان مي دهد كه آنها به جاي «تصدي گري» و «زعامت» دولتي و تاكيد بر ديدگاههاي نيمه نخست سده بيستم مبني بر اقتصادي بودن بنگاههاي بزرگ و كلان، بر كارآفرينان و بنگاههاي كوچك و متوسط تكيه كرده اند. اگرچه ساختار اجتماعي-اقتصادي كشورهايي كه بر بنگاههاي كوچك و متوسط تاكيد ورزيده اند، بسيار گوناگون است ولي تمام آنها بر پي ريزي فضاي اقتصادي آزاد پاي فشرده اند؛ يعني جايي كه نيروهاي عرضه و تقاضا به دور از هرگونه رانت خواري و انحصارطلبي، بتوانند به گردش درآيند.

برخي كشورها اين فضا را بسته به درجات متفاوت از توسعه يافتگي دانسته و بنابراين در راه گسترش آن گام برداشته اند، ولي برخي ديگر (بويژه در اروپاي شرقي) از آن بي بهره بوده اند. اين كار را بايد يك اقدام اساسي و اصولي در راه خروج از «دور باطل» توسعه نيافتگي به شمار آورد؛ يعني دور باطلي كه در آن «انحصار مديريتي» براي حفظ منافع خود مي كوشد تا از بازشدن آن جلوگيري كند. چنين مي نمايد كه تضعيف، و سپس از ميان برداشتن اين انحصار – كه همچون مانعي جدي در برابر هرگونه تغيير و همگامي با تحولات جهاني قد علم مي كند- تنها از طريق رويكردي نو به بنگاههاي كوچك و متوسط امكان پذير باشد.

  • دولتها، صرف نظر از دستيابي به يك عزم ملي براي توسعه و رويارويي با فرايند جهاني شدن، در آغاز تعريفي متعارف يا قراردادي از بنگاههاي كوچك و متوسط به دست داده اند كه اين تعريف عمدتاً بر شمار افراد شاغل در بنگاهها و سطح سازماني آنها متكي است، بدين معني كه دولتها به طور معمول، بااعتقاد بر نظام اقتصادي بازار آزاد، يك سازمان دولتي را مسئول سياستگذاري و اجراي مسايل مربوط به بنگاههاي كوچك و متوسط كرده اند. اين سياستها يك هدف مشخص را دنبال مي كنند كه عبارت است از تقويت و گسترش بنگاههاي مزبور و فرهنگ كارآفرينـــــي است.(خاكي،غ،1372،مقايسه سيستم‌هاي اطلاعاتي در صنايع كوچك و متوسط، مجموعه مقالات سمينار نقش و جايگاه واحدهاي كوچك صنعتي در توسعه اقتصادي- اجتماعي كشور)

2-2-نظریه های مربوط به موضوع تحقیق :

 

عموماًتعاریفی که ازنوآوری ارائه شده است برمبنا واساس تغییرتکنولوژی استوار است و این خود منبعث ازنظرات اقصاددانانی چون سلویا، جوزف شومپیتروسایراقتصاددانانی می‌باشد، که به نقش تکنولوژی دررشداقتصادی بابيان تابع توليد Y t = Bt F(K , L )   پرداخته اند.

به عقیده شومپیتر به دلیل معرفی کالاهای جدیدوبهبود مداوم در تکنولوژی است که توسعه اقتصادی ایجاد می‌شود،

نتایج:

  • معرفی یک کالای جدید
  • معرفی یک روش جدید تولید
  • دست یابی به بازارهای جدید
  • نتیجه دستیابی به یک ماده اولیه جدید و یا کالاهای نیمه ساخته صنعتی
  • ایجاد سازمانهای جدید تولیدی

مانسفیلد(1968) تغییرات تکنولوژیک را پیشرفت در فن آوری تعریف می‌کند که شامل روش‌های جدید، طراحی جدید محصول، محصولاتی با مشخصات جدید و همچنین روش‌های نوین مدیریتی، کنترل و سازماندهی را شامل خواهد شد.

هولندر(1965)درمطالعاتی که در کارخانجات دوپونت رایان انجام می‌دهد بیان می‌کند که تغییرات نه تنها حاصل سرمایه­گذاری اساسی در کارخانجات جدید است بلکه می‌تواند نتیجه اصلاحات در بهره­وری باشد که از طریق تغییرات تکنولوژیک جزیی به دست آمده است.

طارق خلیل(1998، ترجمه اعرابی)”نوآوری شامل خلق کالا، خدمت یا فرایندی می‌باشد که برای یک سازمان جدید است. نوآوری به اولین بار استفاده کردن از یک ایده توسط یک سازمان اطلاق می‌شود، لازم نیست نوآوری برای دنیا تازه و جدید باشد بلکه باید بازاریابی و تجاری گردد.

 

نوتاش محمد رضا(1386)در پژوهشی با عنوان عوامل کلیدی انتشار تکنولوژی در صنایع کوچک و متوسط ایران  عوامل موثر بر انتشار تکنولوژی در صنایع کوچک و متوسط را برنامه اموزشی و افزایش اگاهی- برنامه های انگیزشی و حمایت مالی- برنامه های تحقیقاتی و همکاری های تحقیق و توسعه ای- برنامه های ارتباطی و همکاریهای فنی عنوان می نماید.(نوتاش،م،1386،عوامل کلیدی انتشار تکنولوژی در صنایع کوچک و متوسط ایران،مجله پیام مهربانک کشاورزی،جلد46)

روز بهانی شهرام(1387)در پژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر نواوری تکنولوژیک در موسسات کوچک و متوسط  فقدان قوانین و مقررات حمایتی واضح و شفاف از بنگاههای زود بازده- فقدان موسسات حمایت کننده از طرح های نواورانه- فقدان و کمبود مشوقهای مالیاتی در خصوص تحقیقات نواورانه- عدم بکارگیری موثر از تجارت الکترونیکی- فقدان یا کمبود برگزاری نمایشگاههای محصولات و نتایج حاصل از فعالیتهای نواورانه را از عوامل محدود کننده نواوری تکنولوژیک می داند.(روزبهانی،ش،1387عوامل موثر بر نواوری تکنولوژیک در موسسات کوچک و متوسط،مجله پیام مهربانک کشاورزی،جلد 54)

 

جونز- ايوانز(1997)در مطالعه كارآفرينان فني متوجه اين نكته شدند كه قابليتهاي كارآفريني، فاكتور مهمي در توسعه شركتها و بنگاهها است. در اين تحقيق، كارآفريناني فني شناخته شده اند كه دانش مدار هستند، پيش زمينه علمي و فناوري دارند و در مراكز آموزشي و آكادميك بالاتر از سطح آزمايشگاه كار مي كنند.

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.