Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

پیدایش مدیریت دانش:پایان نامه درباره اعتماد و خودآگاهی کارکنان

علل پیدایش مدیریت دانش:

به طور خلاصه چهار عامل عمده در به وجود آمدن این پدیده عبارتند از:

  1. دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آن ها غیر قابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آن ها گره خورده است. از زمانی که حرفه ها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاری و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره ای آغاز شد که امتیاز رقابتی بر خلق دانش و استفاده موثر از آن استوار گشت.
  2. افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات  به طور کلی افزایش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می کند، زیرا به اقدام نزدیک تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد   نمی کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان هاست که به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.
  3. تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است. بسیاری از سازمان ها دریافته اند که حجم زیادی از دانش مهم آن ها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود.
  4. تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد(Sinotte, 2004: 109).

 

2-1-6- تعاریف مختلف از مدیریت دانش:

تاکنون تعاریف متعددی از مدیریت دانش ارائه شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. کویین[1] و همکاران مدیریت دانش را به طور کلی شامل همه فرآیندها و روش هایی می دانند که دررابطه با ایجاد، اکتساب، جذب، تسهیم و استفاده از دانش، مهارت و تخصص است (Huang & Shih, 2009).
  2. مدیریت دانش فرآیند جمع آوری، سازماندهی و ذخیره سازی تخصص ها و تجربه های سازمانی از جاهایی که وجود دارد و توزیع آن ها در جاهایی که می تواند به بهبود و تغییر ادراکات و عملکرد کارکنان سطوح مختلف سازمان یا ایجاد درآمد بیشتر و به طور کلی ایجاد ارزش برای سازمان کمک کند تعریف نمود (سرلک و فراتی، 1391).
  3. مدیریت دانش شامل فرآیندهای سازمانی است که به دنبال یک ترکیب هم افزایی داده ها و ظرفیت پردازش اطلاعات فناوری های اطلاعات و ظرفیت های خلاق و نوآورانه انسان تعریف شده است (Huang & Shih, 2009).
  4. مدیریت دانش فرایند مهم تبدیل دانش به خلاقیت است، هدف آن مدیریت کردن کل فرآیند انتقال مناسب ترین دانش به مناسب ترین شخص در مناسب ترین زمان است و مردم را قادر می سازد که از این دانش جهت کسب مناسب ترین تصمیم استفاده کنند (Xing et al., 2007).
  5. مدیریت دانش، جمع آوری، ادغام و طبقه بندی اطلاعات بی نظم، تکنولوژی و تخصص در سرمایه گذاری و سازمان دادن اطلاعات برای کارمندان داخلی و سطح مدیریت برای مشورت در هنگام انجام وظایف و تصمیم گیری است (Huang & Shih, 2009).
  6. مدیریت دانش به عنوان فرآیند ساده سازی، توسعه و بهبود دانش، اکتساب، تسهیم و اشاعه دانش و اطلاعات در سازمان شناخته می شود (Abili et al., 2011).
  7. مدیریت دانش فرآیند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و به کارگیری دانایی متناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان از طریق پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت می پذیرد (King, 2008).
  8. مدیریت دانش ابزار سازمان برای دستیابی به اهداف خود از طریق ایجاد، کسب، یکپارچه سازی و تسهیم اطلاعات، بینش، عقل و فکر و تجربیات همه اعضا است (Abili et al., 2011).
  9. در یک سطح کلی، مدیریت دانش را می توان به عنوان مجموعه اي از فرآیندها تعریف کرد که ناظر بر خلق، اشاعه و بهره گیري از دانش است. این تعریف مستلزم خلق ساختارهاي سازمانی، حمایتی، تسهیل روابط اعضا، استفاده از ابزارهاي تکنولوژي اطلاعات در شبکه و توضیح دانش است (امین بیدختی و همکاران، 1390).

[1]. Quinn