Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

هوش هیجانی بار- آن:/پایان نامه هوش هيجاني و رضايت شغلي

الگوی مختلط هوش هیجانی بار- آن

رئیس موسسه­ی هوش­کاربردی در دانمارک، ریون بار- آن نخستین مقیاس هوش­هیجانی را تدوین کرد الگوی آن بر دسته­ای از توانایی­های  اجتماعی و هیجانی تمرکز می­کند که شامل این­ها می­شود. توانایی آگاه بودن از خود، فهمیدن خود و ابراز خود، توانایی آگاه بودن از دیگران، فهمیدن دیگران و ارتباط برقرار­کردن با آن­ها، توانایی اداره­ی هیجانات قوی، و توانایی انطباق یافتن با تغییر و حل مشکلاتی که ماهیت اجتماعی یا شخصی دارند. در این الگو بار-­­­­­آن پنج مولفه­ی هوش­هیجانی را مطرح می­سازد: درون­فردی، بین­فردی، قابلیت سازگاری، مدیریت استرس، و خلق کلی. بار- آن فرض می­کند که هوش­هیجانی در طول زمان توسعه پیدا می­کند و می­تواند از طریق آموزش، برنامه­ریزی و درمان بهبود یابد.

بار- آن(1997)، هوش­ هیجانی را مجموعه­ای از شایستگی­های هیجانی و اجتماعی، مهارت­ها و
تسهیل­کننده­هایی که تعیین­کننده این هستند که ما تا چه اندازه خودمان را به خوبی می­فهمیم و می­توانیم آن را ابراز کنیم، تا چه اندازه دیگران را درک می­کنیم و می­توانیم با آن­ها ارتباط برقرار کنیم، و تا چه اندازه­ می­توانیم با تقاضاها، چالش­ها و فشارهای روزمره مواجه شویم، تعریف کرده است. این شایستگی­ها، مهارت­ها، و تسهیل­کننده­ها که در این تعریف گسترده از سازه هوش­هیجانی جای می­گیرند، مبتنی برپنج فرا­عامل می­باشند.

این فراعوامل که به الگوی مفهومی هوش­هیجانی- اجتماعی مربوط می­شوند، به مقیاس بار- آن(1997) از این الگو ارجاع داده شده­اند که به­صورت زیر می­باشند:

  • درون­فردی( خود­آگاهی و خود­ابزاری)
  • میان­فردی( آگاهی­اجتماعی و روابط)
  • مدیریت­استرس( کنترل و مدیریت­هیجانی)
  • سازگاری( مدیریت تغییر)
  • خلق­کلی( خود­انگیختگی)

هریک از این 5 فراعامل، شامل تعدادی شایستگی، مهارت و تسهیل­کننده هستند که به­طور تنگاتنگی به آن­ها مرتبطند( 15 تا در کل) که در صفحه بعد فهرست شده­اند:

* درون­فردی( خودآگاهی و خود­ابزاری) :

1- خودآگاهی هیجانی( آگاه بودن از هیجانات خود و درک آن­ها)

2- احترام به خود( آگاهی از خود، درک و پذیرش خود)

3- قاطعیت( ابراز خود و بیان احساسات­مان به شیوه­ای غیر­مخرب)

4 –  استقلال( خوداتکاء بودن و عدم­وابستگی هیجانی به دیگران)

5- خودشکوفایی( هدف­گذاری و دستیابی به هدف به منظور شکوفا ساختن خود بالقوه)

* روابط میان­فردی هوش­هیجانی( آگاهی اجتماعی و روابط) :

1- همدلی( آگاهی از این­که دیگران چگونه احساس می­کنند و درک آن­ها)

2 – مسئولیت­اجتماعی( همانند­سازی با گروه اجتماعی­مان و احساس تعلق به آن)

3 – روابط بین­فردی( ایجاد روابط متقابل ارضا کننده)

* مدیریت استرس( کنترل و مدیریت هیجانی) :

1- تحمل استرس( مدیریت کارآمد و سازنده هیجانات­مان)

2- کنترل تکانه­ها( کنترل کارآمد و سازنده هیجانات­مان)

* قابلیت سازگاری( مدیریت تغییر) :

1- آزمون­واقعیت( اعتباریابی احساسات­مان و فکر کردن به واقعیت خارجی)

2- انعطاف­پذیری( مقابله با تغییر روزمره در زندگی و سازگار شدن با آن)

3- حل مسأله( ایجاد راه حل­های کارآمد برای مشکلاتی که ماهیت درون­فردی یا میان­فردی دارند)

* خلق­کلی( خود­انگیختگی) :

1- خوش­بینی( داشتن دید و نگاهی مثبت به جنبه روشن­تر زندگی)

2- شادی( احساس رضایت از خود، دیگران و زندگی در کل)

هوش درون­فردی

این فراعامل هوش­هیجانی شامل احترام­ به­خود، خودآگاهی هیجانی، قاطعیت، استقلال و خود­شکوفایی
می­باشد که به­صورت زیر تعریف شده­اند. این فراعامل اصولاٌ به خودآگاهی و خود­ابرازی مربوط می­شود که دلالت بر توانایی آگاه­ بودن از هیجانات و خودمان به­طور­کلی دارد. توانایی فهم نقاط قوت و ضعفمان، و توانایی ابراز احساساتمان و ابراز خودمان به شیوه­ای غیر­مخرب. این موضوع بر اینکه ما تا چه اندازه می­توانیم هیجانات و احساساتمان را لمس کنیم، بر توانایی داشتن احساسات خوب در مورد خودمان، و بر احساس مثبت در مورد آن­چه که در زندگی انجام می­دهیم دلالت دارد. افرادی که ظرفیت درون­فردی بالایی دارند از لحاظ هیجانی خود اتکا هستند، قادرند احساساتشان را بیان کنند، ودر انتقال عقاید و نظراتشان قوی و مطمئن هستند.

احترام به خود

این خرده مقیاس درون­فردی به­صورت توانایی ادراک صحیح، فهم و پذیرش خود تعریف می­شود. احترام به خود، توانایی احترام گذاشتن به خود و پذیرفتن خود به­صورت اساساٌ خوب می­باشد. احترام گذاشتن به خود دوست داشتن آن چیزی است که هستیم، و پذیرش خود توانایی پذیرفتن جنبه­های ادراک شده مثبت و منفی خودمان و هم­چنین محدودیت­ها و امکاناتمان است. این مولفه­ی مفهومی هوش­هیجانی– اجتماعی به­طور­کلی به احساس امنیت، قوت درونی، اطمینان به خود، اعتماد به خود و احساس خود بسندگی می­شود. احساس اطمینان از خود به احترام به خود و عزت نفس مربوط می­شود که مبتنی بر یک احساس نسبتاٌ توسعه­یافته در رابطه با هویت می­باشد. شخصی با احترام به خود خوب احساس می­کند که ارضا و خشنود است.

فردی که به خودش (و­ به ­دیگران) اعتماد می­کند، بر این عقیده است که صلاحیت به­عهده گرفتن و انجام تکالیف را دارد. رهبرانی که می­توانند احساس اطمینان به خود کارکنا­شان را افزایش دهند و کاری کنند که آن­ها احساس خوبی در رابطه با کارشان داشته باشند، آن­ها را قادر می­سازند که مشاغلشان را با خوش­بینی به انجام برسانند.

خودآگاهی هیجانی

این خرده­مقیاس درون­فردی به­صورت توانایی آگاه بودن و درک هیجانات خود تعریف می­شود. خودآگاهی هیجانی، توانایی بازشناسی هیجانات است. این نه­تنها توانایی آگاه بودن از هیجانات خود است، بلکه توانایی تمیزگذاری بین آن­ها، توانایی دانستن این­که چه احساسی داریم و چرا و توانایی دانستن این است که چه چیزی باعث به وجود آمدن آن­ها می­شود. وقتی احساساتی را که با آن مواجهه شده است و یا احساساتی را که نتیجه یک واقعه یا مواجهه با فردی دیگر هستند را در ذهنش ثبت و به آن­ها توجه می­کند، هیجانات ادراک می­شوند. ناکارایی جدی در این حوزه در اختلالات هیجانی به چشم می­خورد.

قاطعیت

این خرده مقیاس عبارت­است از توانایی بیان احساسات, عقاید و اندیشه­ها و دفاع از حقوق به شیوه‌ای غیر­مخرب. بنابراین، قاطعیت شامل سه مولفه بنیادی است: 1- توانایی بیان احساسات­مان 2- توانایی بیان عقاید و نظرات­مان 3- توانایی استقامت برای حقوق­مان و این­که به دیگران اجازه سوء­استفاده از خودمان را ندهیم و نگذاریم که دیگران ما را به زحمت یا دردسر بیاندازد. افرادی که دارای قاطعیت هستند، نه متخاصمند و نه سوء استفاده­گر. اما همان­طور که گفته شد قادرند از حقوق خود به شیوه­ای غیر­مخرب دفاع کنند. افرادی که قاطعیت نشان می­دهند، احساس می­کنند که چه چیزهایی برایشان ارزشمند و مهم است و دیگران نیز در آن اشتراک دارند، و بنابراین دیگران را قادر می­سازند که عقاید، ارزش­ها، نظرات خود را آزادانه بیان کنند. افراد قاطع می­توانند بخش هیجانی انتقادات را از خود آن­ها مجزا کنند و بر موضوعات واقعی تمرکز کنند. آن­ها می­توانند در رابطه با احساسات­شان و در نظر گرفتن نقطه نظرات دیگران باز عمل کنند. آن­ها سریع نتیجه­گیری نمی­کنند، اما به دیگران اجازه می­دهند تا بدانند که پیامد رفتارشان امری معمول است. فردی که به شیوه­ای قاطعانه عمل می­کند، درباره انتظارات و احساساتش عباراتی واضح و غیر­تدافعی می­سازد، موضوعات را دنبال می­کند و با احترام به عقاید، مذاکرات و انتقادات دیگران، به شیوه­ای توصیفی تا قضاوتی، گوش فرا می­دهد. زبان بدن، کلمات و ویژگی­های صدای افراد قاطع موقرانه است، اما عاری از هر­گونه حالت توهین­آمیز و تحقیر­کننده­ای نسبت به دیگران است. قاطعیت، ربطی به ارجحیت دادن اهداف شخصی بر اهداف سازمانی ندارد.

استقلال

این خرده مقیاس درون­فردی به صورت توانایی خود­اتکاء بودن و رهایی از وابستگی هیجانی به دیگران تعریف می­شود. استقلال توانایی خود­هدایتی در افکار و اعمال و رها بودن از وابستگی هیجانی است. استقلال شامل پذیرفتن مسئولیت استفاده از قضاوت خود می­باشد. بنابراین افراد مستقل در برنامه­ریزی و تصمیم­گیری­های مهم خود­اتکاء هستند. با این همه، آن­ها می­توانند قبل از تصمیم­گیری، عقاید و نظرات دیگران را جستجو کنند و آن­ها را مورد بررسی قرار دهند، اما مشورت با دیگران نشانه وابستگی در این رابطه نمی­باشد. به­علاوه استقلال، توانایی کنش به شیوه­ای خودمختار در برابر نیاز به حمایت و محافظت دیگران است افراد مستقل از چسبیدن به سایرین برای ارضای نیازهای هیجانی­شان اجتناب می­کنند. توانایی مستقل بودن بر درجه خود­اطمینانی،  قدرت درونی، به­علاوه تمایل به برآورده ساختن انتظارات و الزامات بدون تسلیم خودمان می­باشد.