هوش هيجانی و رهبری گروه:/پایان نامه درمورد هوش و سبکهای تفکر

دانلود پایان نامه

هوش هيجانی و رهبری گروه

توانایی بکارگیری هیجانات یا تولید هیجانها برای تسهیل حل مسئله در کارآیی اعضای گروه نقش مهمی را ایفا می‌کند.در واقع بارسا[1](2000) از دانشکده مدیریت ییل در مطالعه‌ای که راجع به شناخت هیجانی انجام داد،دریافت که گسترش هیجانهای مثبت در داخل گروهها، همکاری و مشارکت اعضای گروه را تسهیل کرده،تعارض را کاهش داده و میزان کارآیی اعضای گروه را بهبود می‌بخشد.

یک گروه تیم تحقیق استرالیایی که توسط «جردن[2]»، «اشانازی[3]»، «هارتل[4]» و «هوپر[5]» (1999) رهبری می‌شد. عملکرد 44 گروه را طی دوره زمانی 9 هفته‌ای مورد بررسی قرار داد. هوش هیجانی اعضای گروهها با استفاده از یک مقیاس خودسنجی که براساس مدل مایر و سالووی طراحی شده بود،‌اندازه‌گیری شد. محققان، عملکرد گروههایی که در زمینه هوش هیجانی بالا یا پایین بودند را تحلیل کردند. در آغاز مطالعه، عملکرد گروههای که هوش هیجانی بالایی داشتند به طور معناداری بیشتر از عملکرد گروههای بود که هوش هیجانی پائینی داشتند و در پایان هفته نهم، عملکرد هر دو گروه در یک سطح قرار داشت.

با توجه به نتایج این بررسیهاوسایرمطالعه‌ها به نظرمی‌رسد که هوش هیجانی به عنوان یک عامل واسطه‌ای و سازمان‌دهنده می‌تواند موجب بهبود عملکرد گروه شود. زیرا برای گروه این امکان را فراهم می‌آورد که به طور وسیع و مؤثر به شکل هماهنگ درآید. همچنین به نظر می‌رسد که گروههای که از نظر هوش هیجانی در حد پایینی قرار دارند ، به وقت بیشتری نیاز داشته باشند تا نحوه کار کردن مؤثر را مقابل یک گروه  هماهنگ تجربه  کنند (میرزا،1391، ص 79).

2-2-2- 11   تأكيد و تمركز بر روي هوش هيجاني در محيط كار

چهار دليل عمده مقدماتي وجود دارد كه نشان مي دهد كارگاه يامحيط كاري مكاني موجه و منطقي براي تلاش در جهت بهبود صلاحيت و شايستگي هاي مرتبط با هوش هيجاني است .

  • چنين كفايتها و صلاحيتهايي در بيشتر مشاغل براي عملكرد حياتي و ضروري است . بررسيهاي انجام شده در هزاران سازمان نشان ميدهد كه در حدود دوسوم از صلاحيتها و قابليتهاي مرتبط با عملكرد عالي و مناسب ، كيفيتهاي اجتماعي و هيجاني از قبيل خودكنترلي ، انعطاف پذيري ، پايداري همدلي وتوانايي سازش و به سربردن با ديگران است.
  • مداخله درمحيط كار براي بهبود هوش ضروري است چراكه بسياري از نيروهاي كار كه هم اكنون وارد دنياي كار مي شوند فاقد كفايتها و قابليتهاي ضروري لازم هيجاني و اجتماعي اند.زمينه يابي ملي ديگر از كارفرمايان نشان داد كه بيش از نيمي از افرادي كه براي آنها كار ميكردند فاقد انگيزشي براي ادامه و حفظ و گسترش مشاغلشان هستند .40 درصد از آنهايي كه براي مشاغل غير تخصصي بكار گرفته مي شوند در عادتهاي كاري خود ، خويشتن داري كافي داشتند .
  • مداخله هاي كارگاهي بامعني اثر بخش خواهد بود . زيرا بسياري از كارفرمايان وسيله انگيزش لازم براي تجارب آموزشي ضروري و لازم را مهيا ساخته اند . صنعت آمريكا هم اكنون 50 ميليارد دلار صرف آموزش و تعليم كاركنان مي كند و بسياري از اين آموزشها برتوانايي ها و قابليتهاي اجتماعي و هيجاني تمركز يافته اند . (اسدي ، 1382)

[1]. Barsa

[2] . Jordan

[3] . Ushanauzi

[4] . Hartell

[5] . Houpper

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.