Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

نظریه آیزنک و شخصیت-پایان نامه درباره رفتار شهروندی سازمانی

نظریه آیزنک دربارۀ شخصیت:

آیزنک در بحث خود از شخصیت دو مساله کلی را مطرح کرده است. یکی از این مسائل جنبۀ توصیف شخصیت است و علل و موجبات رفتار کاری ندارد. دیگری، بررسی عوامل علّی و سببی است که در آن وی کوشش دارد تا علت های زیربنایی شخصیت و اختلاف های بین شخصیت ها را تحلیل کند.

الف) جنبه های توصیفی شخصیت: آیزنک و همکاران وی پژوهش های خود را برای بررسی نمونه ها و انواع شخصیت و ویژگی های آنها در جهت شناخت شخصیت ها متمرکز کرده و در این زمینه به خصوصیات روانی گوناگونی که در روانشناسی با عناوینی چون خصایص، عادت ها، سنخ ها و غیره مشخص شده اند، توجه نشان داده اند. حاصل این پژوهش ها به صورت جدول زیر نشان داده شده است.

 

جدول2-3) طبقه بندی شخصیت از نظر آیزنک

(منبع: کریمی، 1392)

انواع شخصیت ویژگی ها
صفراوی حساس، بی قرار، پرخاشجو، تحریک پذیر، تغییر پذیر، امپرسیو، خوش بین، فعّال
دموی اجتماعی، معاشرتی، پر حرف، حساس، سازگار، سرزنده، بی پروا، رهبر
سوداوی کج خلق، اضطرابی، انعطاف پذیر، متین و موقر، بدبین، محتاط، غیراجتماعی، ساکت
بلغمی غیرفعال، دقیق، متفکر، صلح طلب، خویشتن دار، قابل اعتماد، دارای خلق ثابت، آرام

 

ب) جنبه های علّی شخصیت: کوشش آیزنک در این مبحث آن است که به کمک تحلیل عوامل ارثی و محیطی، علل زیربنایی اختلاف های شخصیت ها را بررسی کند و در این راه از یافته های فیزیولوژی، عصب شناسی، شیمی زیستی، قوانین توارث و علوم پایه کمک می گیرد. آیزنک روابط میان سنخ های ارثی و پدیداری در رشد شخصیت را چنین توجیه می کند که توازن و تعادل میان تحریک و بازدارندگی را بخش سرشتی شخصیت می داند و آن را همانند سنخ های ارثی می شمارد. او معتقد است که این جنبه سرشتی بر طبق قوانین وراثت مندل[1] به ارث برده می شود. این سرشت فرضی با محیط در تعامل بوده و از طریق فرایندهای تجربی، مانند شرطی شدن، ترصد، خاطره پردازی، دوام پس تصویر، رد حسی شکلی و غیره شکل می گیرد. واضح است که چون هیچ یک از این پدیده ها معیار خالص و دقیقی برای تحریک یا بازدارندگی نیستند، نمی توان انتظار داشت که سنخهای پدیداری، معیار مشخص کننده ای برای سنخهای ارثی که به آنها اشاره کردیم، باشند (کریمی، 1392: 136-139).

 

2-2-3-6) نظریه های کوچک یا نظریه های نوار باریک:

در دوره های اخیر گروهی از روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که نظریه های جامع، نظیر نظریه فروید، یونگ، و دیگران، که کوشیده اند به همه سوال های مربوط به آدمی پاسخ بگویند، در این پاسخگویی ناتوان و عاجز مانده اند. زیرا پیچیدگی انسان و علل و عوامل متعدد رفتارهای او بیش از ان است که یک نظریه هر قدر هم جامع باشد، بتواند پاسخگوی همه مسائل انسانی باشد. اینان معتقدند که به جای توجه به ساختن نظریه های جامع، بهتر است نظریه هایی وضع شوند که تنها یکی دو جنبه از شخصیت انسان را، اما به طور کاملتر، مورد مطالعه و بررسی قرار دهند. در اینجا تعدادی از این نظریه های ارائه می شوند:

الف) مکان کنترل: به عقیده بعضی از محققان، یکی از وجوه قابل مطالعه و مهم شخصیت، بررسی مکان کنترل در افراد است. به عقیده این محققان، افراد از نظر مکان کنترل، یا بیرونی هستند یا درونی. افرادی که از نظر مکان کنترل، بیرونی هستند، دارای تصور فقدان کنترل بر سرنوشت خود بوده و معتقدند که آنچه بر آنان می گذرد، حاصل عوامل بیرونی چون شانس، سرنوشت، افراد دیگر و نظایر آنهاست. به عبارت دیگر، خود آنها در جریان زندگی خودشان نقش فعال ندارند.

افراد دارای کنترل درونی، خود را حاکم بر سرنوشت خود می دانند و مسئولیت موفقیت ها و شکست های خود را به گردن می گیرند. درونی ها در جریان رفتارها بیشتر حالت مسلط و فعال دارند، در حالی که برونی ها حالت منفعل و بیشتر غیر فعال از خود نشان می دهند. مکان کنترل درونی با واقع بینی، شناخت، و منطقی بودن همراه است، در حالی که مکان کنترل بیرونی، احساساتی بودن، عدم شناخت و غیرمنطقی بودن در برابر حوادث و رویدادها یا علل رفتارها را به همراه دارد.

[1]  Mendel