مفاهیم توانمندسازی-پایان نامه درباره توسعه منابع انساني

دانلود پایان نامه

منظور از توانمند سازي كاركنان اين است كه افراد قادر باشند همه توانايي ها و دانشهاي خود را توسعه دهند و از آنها جهت كسب اهداف فردي و سازماني استفاده كنند.طراحي مناسب سازمان و مشاغل، شيوه هايي كه مسئوليت پذيري كاركنان را بصورت فردي، گروهي و تيمي افزايش دهد، به كار گماري مناسب افراد، تدارك پيشرفتهاي فردي و گروهي به گونه اي كه پيشرفت افراد را ممكن سازد، روشهاي آموزش و پرورشي كه هم شايستگي و هم اعتماد به نفس را در كاركنان افزايش دهد، باعث خواهد شد كه از افراد سازماني انسانهاي توانمندي سازد كه در خدمت اهداف قرار گيرد. (سیدجوادیان, 1381)

توانمندسازي فرآيندي است که نيازمند نگرشي روشن و پويا دارد که در آن زمينه مشارکت جويي و يادگيري مستمر براي کارکنان و مديران فراهم مي‌گردد و براي موفقيت آن بايد آئين نامه و روشهاي مناسب تهيه و تدوين کرد.

توانمند سازي را به عنوان يك مفهوم مديريتي مي توان به عنوان فرايند افزايش دادن حق تصميم گيري افراد و بالندگي اشخاص از راه همياري، قسمت كردن، پرورش و فعاليت تيمي تعريف كرد. اگر اين مفهوم از نزديك مورد بررسي قرارگيرد، مي تواند ادامه مفاهيم مشاركت، تفويض اختيار انگيزش به شمار آيد كه در مديريت سازمان زياد مورد مباحثه قرار مي گيرد.اما وجه تمايز توانمند سازي با آنها اين است كه مفهوم توانمند سازي هم يك مفهوم گسترده تري رادر بر دارد و هم اجراي آن نسبت به ديگران مفاهيم آسان نيست.

توانمند سازي به معني قدرت بخشيدن است بدين معني كه به افراد كمك كنيم تا احساس اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند و بر احساس ناتواني و درماندگي خود چيره شوند همچنين بدين معني است كه انگيزه دروني را براي انجام يك وظيفه بسيج كنيم.توانمندسازي افراد به معني تشويق آنان است. يعني اين كه فرصت هائي را براي افراد فراهم آوريم تا نشان دهند كه مي توانند ايده هاي خوبي آفريده و آنها را به عمل برساند. توانمندسازي به معني آن است كه افراد را به طور ساده تشويق كنيم تا نقش فعال تري در كارشان ايفا كنند و تا آنجا پيش روند كه مسئوليت بهبود فعاليت هاي خود را به عهده بگيرند ودر نهايت به حدي از توان برسند كه بدون مراجعه به مسئول بالاتر بتوانند تصميمات كليدي بزرگي بگيرند(smith 2000).

اما مادامي‌که توانمند‌سازي صرفا واگذاري قدرت از بالا دست يا سهيم کردن پايين دست در قدرت تعريف شود، بهبود عملکرد از طريق آن تحقق نمي‌يابد. هنگاميکه توانمندسازي محدود به تبادلات يکسويه ازجانب افراد قدرتمند به طرف افراد فاقد قدرت باشد، معناي آن تحريف مي‌شود.

چنين برداشتي از توانمند‌سازي، اين اشاره ضمني را به همراه دارد که آنچه داده شده است، مي‌تواند پس گرفته شود. قدرتي که بتوان آن را واگذارکرد و باز پس گرفت، افراد را در موقعيتي قرار مي‌دهد که با اجازه ديگري عمل کنند. اين ايده توانمند‌سازي يقينا نمي‌تواند نياز سازمان را به داشتن اعضايي که فعالانه در جستجوي ايجاد صلاحيت شخصي (بدون اجازه يا حتي اطلاع ديگري) باشند و همچنين يافتن روشهاي نوين به ابتکار خودشان جهت کاربرد شايستگي هاي جديدشان برآورده سازد.(ياري، 1385، 57)

به طور کلي مي‌توان گفت توانمند سازي بيانگر اجراها و شرايطي است كه كاركنان خود را بر انگيخته فرض مي‎كنند، اعتمادشان به دانش و تخصص خود افزايش مي يابد، احساس اميد به حركت و اقدام كردن با استفاده از انعطاف را دارند، باور به امكان كنترل كردن رويدادها را دارند و انجام دادن كارها و اموري را كه در راستاي اهداف سازمان مناسب و معني دار مي يابند تامين مي كند، اين تعريف نشان مي دهد كه توانمند سازي بيانگر دادن قدرت به كاركنان است.

با ترويج و توسعه فرهنگ توانمند‌سازي، مديران مي‌توانند کارهاي روزمره را به گروه هاي توانمند واگذار کنند. ولي قبلا بايد اهداف براي کارکنان به صورت روشن بيان شده و ابزارهاي لازم تصميم گيري مانند: اطلاعات و منابع در اختيارشان قرار گيرد، آنگاه مديريت فرصت مي‌يابد به کارهاي اساسي و مهمتر بپردازد.

توانمندسازي(توانا سازي) فرايند قدرت بخشيدن به افراد است. در اين فرايند به کارکنان خود کمک مي‌کنيم تا حس اعتماد به نفس خويش را بهبود بخشند و بر احساس ناتواني و درماندگي خود چيره شوند. تواناسازي در اين معني به بسيج انگيزه‌هاي دروني افراد مي‌انجامد. (وتن و کمرون، ۱۹۹۶).

تواناسازي همچنين تشويق افراد به مشارکت بيشتر در اتخاذ تصميم‌هايي که بر فعاليت‌هاي آنان تاثير گذار است. از اين طريق مي‌توانيم فرصت‌هائي را براي افراد فراهم آوريم تا نشان دهند که مي‌توانند ايده‌هاي خوبي آفريده و به انجامه عمل بپوشانند (جان اسميت، ۲۰۰۰، ص۱ ).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.