متغيرهاي واسط/پایان نامه توانمندسازی رهبری و تسهیم دانش

دانلود پایان نامه

متغيرهاي واسط

متغيرهاي واسط به طور عمومي به شرايط کلي سازمان و بطور خاص به وضع جاري آن اشاره دارد. اين متغيرها را مي‌توان سازنده سازه اصلي برنامه‌هاي توانمندسازي محسوب کرد. هنگامي که شرايط و عوامل تواناسازي را فراهم مي‌کنيم اين سؤال مطرح مي‌شود که با توجه به شرايط، چگونه اين فرايند را اجرايي کنيم؟ و چه راهبردي را بکار بريم تا اين فرايند محقق شود؟ بررسي چهار متغير که از آن تحت عنوان کمي متغير واسط ياد مي‌کنيم به اين سؤالات پاسخ خواهد داد.

الف) سهيم کردن کارکنان در اطلاعات: اساس توانمندسازي کارکنان برنامه‌هاي سهيم کردن آنان در اطلاعات مربوط به عملکرد شغلي، برنامه‌ها، اهداف و استراتژي هاست. انتظار داشتن از کارکنان به همکاري در موفقيت سازمان بدون اينکه آن ها به اطلاعات عملياتي اساسي دسترسي داشته باشند، مشکل است. با وجود اينکه به نظر مي‌رسد سازمان ها تلاششان را در اين زمينه بيشتر کرده‌اند، اما هنوزآن را به عنوان يک فرصت ترسناک براي تسهيم اطلاعات شغلي با کارمندان مي‌دانند (لاولر و همکاران[1]،1998،به نقل از یوکل و بکر:215،2012).

ب) تعيين قلمرو خودگرداني: مي‌توان با تعريف وظايف، خودمختاري کاري ايجاد کرد. تعيين قلمرو کاري شامل مشخص کردن هدف ها، نقش ها، ارزش ها و مقرراتي است که زيربناي اقدامات بهبود عملکرد را تشکيل مي‌دهند و از توان‌افزايي حمايت مي‌کنند. با ايجاد خودمختاري، کارکنان با آزادي عمل بيشتر در جهت اهداف مشخص، مسئولانه عمل مي‌کنند و خلاقيت بيشتري از خود نشان خواهند داد. البته بايد توجه داشت که خودمختاري بدون قيد و شرط و حدود، سبب بي‌نظمي در سازمان مي‌شود. آزادي عمل بايستي متناسب با نوع کار و مسئوليتي باشد که به کارکنان واگذار مي‌شود (هداوند و صادقيان، 1389:56).

ج) شکل‌دهي تيم‌هاي خودگردان: يکي ديگر از برنامه‌هاي افزايش توانمندسازي کارکنان، استفاده از تيم‌هاي خودگردان است. ايجاد تيم‌ها، مستلزم تغييرات ساختاري بيشتري در سازمان است. برخلاف واحدهاي کاري سنتي که مدير، معمولاً همه تصميمات کليدي را مي‌گرفت، اعضاي تيم‌هاي خودگردان، تعيين مي‌کنند که چگونه وظيفه خود را انجام دهند (يوکل و بکر، 2012: 206). تيم‌هاي توانمند بهره‌ورتر و فعال‌تر از تيم‌هاي کاري سنتي هستند و سطوح بالاتري از رضايت شغلي و تمايل به ارائه خدمات بيشتر به مشتريان دارند.

د) مديريت توانمند: در فرايند، توانمندسازي کارکنان، مدير نقش حلقه اتصال را دارد. براي توانمند کردن کارکنان، مديران بايد محيط کار را جذاب و با نشاط سازند و از روشن بودن هدف، اطمينان داشته باشد و احساس توانمندي را با برگزاري گردهمائيهاي دوره‌اي، به منظور پرورش دوستي در ميان کارکنان افزايش دهند. مديران از طريق برانگيختگي احساسي، نه فقط در جايگاه سردسته تشويق کنندگان، با ايراد سخنرانيهاي پرجاذبه و شاد نگهداشتن جو سازماني، همچنين با سرمايه‌گذاري روي بعضي اصول از قبيل: داشتن اهداف و مقاصد روشن، خودمديريتي، دادن امتياز و بازخورد، که باعث هيجان مي‌شوند، به توانمند شدن کارکنان کمک کنند. (عبدالهي، 1385: 40).

3-متغيرهاي بازده

متغيرهاي وابسته‌اي هستند که آثار و پيامدهاي دو متغير علّي و واسط را منعکس مي‌سازند. خلاقيت، آينده‌نگري، تمرکز بر روي کار، انعطاف‌پذيري، بهبود ارتباطات، مسئوليت‌پذيري، کاهش تشنج و استرس در محيط کار، بهبود ساختار سازماني، ايجاد جو اعتماد، اطمينان در سازمان رويکرد به کارهاي گروهي، جانشين‌پروري براي مشاغل و نهايتاً افزايش توان مديريتي و سرپرستي کارکنان را مي‌توان از جمله مهمترين متغيرهاي بازده برشمرد (هداوند و صادقيان، 1389: 57).

4-عوامل سوق‌دهنده

الف) مشتري‌مداري: اگر سازمان از عهده برآوردن توقعات مشتريان بر نيايد، بازار را از دست داده و مشتريان براي دريافت محصول و خدمات به سمت سازمانهاي رقيب خواهند رفت. آگاهي از سليقه متنوع مشتريان و اجابت خواسته‌هاي آنان، در اختيار داشتن منابع انساني توانمند است. کارکنان توانمند بصيرتشان را براي نيازهاي مشتريان و حل کردن مشکلاتشان به کار مي‌برند تا کيفيت خدمات و وضعيت مشتريان افزايش يابد و قادر خواهند بود تقاضاهاي مشتريان و استانداردهاي کيفيت خدمات را همساز کنند. (هاسي چو و همکاران[2]، 2012).

ب) کارايي سازمان از حيث دخل و خرج: در عرصه رقابت بي‌امان سازمانها، سازماني که نتواند ارزانتر، مرغوبتر و سريعتر از ساير رقبا توليد کند مجبور به وداع با بازار و ورشکستگي خواهد بود. اگر سازمان بخواهد در ارائه توليدات و عرضه خدمات کارايي داشته باشد چه سرمايه و پتانسيلي بالاتر از نيروهاي توانمند به بهبود روند حرکتي آن کمک خواهند کرد؟

ج) چابکي و انعطاف‌پذيري: تغييرات مکر، فناوري، نياز به دگرگوني مستمر در استراتژي و برنامه‌هاي سازماني را بوجود آورده است. بر اين مبنا سازمان بايد در گذر از موانع و بهره‌گيري از فرصتها، چابک بوده و از انعطاف‌پذيري لازم برخوردار باشد. (هداوند و صادقيان، 1389: 58).

د) حرکت پيوسته به سوي بهبود: برنامه‌هاي توانمندسازي به سازمان کمک خواهد کرد که همواره بتواند در محيطهاي رقابتي، خود را حفظ کند و به سوي بهبود حرکت کند و در فرم ايده‌ال باقي بماند(هاسي چووهمکاران، 2012).

[1]-Lower

[2]-Hau-sia chow

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.