فعاليت گردشگري/پایان نامه سازمان گردشگري و پویایی اشتغال

دانلود پایان نامه

فعاليت گردشگري

به طور كلي چندين روش به عنوان چارچوبي براي درك واكنش مردم نسبت به گردشگري وجود دارد كه شامل تئوري مبادله اجتماعي، چرخه حيات گردشگري و روش تفكيكي يا بخشي مي­باشد. در واقع اين سه روش متضاد هم نبوده بلكه مكمل هم­اند. تئوري مبادله اجتماعي يك چارچوب زيربنايي براي همه روش­ها و رويكرد­ها محسوب مي­شود كه بر اساس ارزيابي جامعه ميزبان از هزينه و منافع مورد انتظار گردشگري مي­باشد. در تئوري چرخه حيات، توسعه گردشگري بر اساس ارزيابي در طول زمان مورد توجه است. بدین ترتیب نحوه نگرش جامعه میزبان تحت تاثیر روند تغییرات و روند توسعه قرار می­گیرد. بر اساس این تئوری، نگرش مردم نسبت به گردشگری ممکن است تحت تاثیر روند تحول و توسعه گردشگری در مقصد قرار گیرد. زمانی که گردشگری در مقصد رو به رشد زیاد است، ظرفیت برد اجتماعی به حد نهایی خود می­رسد، در نتیجه، آن برای ساکنان غیر قابل تحمل شود. لنفورد و هاروارد رویکرد تفکیکی را مطرح می­کنند در این رويكرد هزينه و منافع براي بخش­ها يا گروه­هاي مختلف مورد ارزيابي قرار مي گيرد (علیقلی زاده فیروزجایی، قدمی، رمضان زاده لبسویی، 1389،صص 48 – 35). بنابراين بررسي و ارزيابي نگرش و گرايش جامعه ميزبان نسبت به گردشگري امري پيچيده است

نگرش و گرايش جامعه ميزبان به گردشگري به وسيله تعدادي از عوامل نظير وابستگي اقتصادي فرد به گردشگري، اهميت فعاليت گردشگري در سطح محلي، نوع و ميزان تعامل ساكنين با گردشگران، فاصله از ناحيه گردشگري و سطح كلي توسعه گردشگري در يك اجتماع مؤثر واقع مي شود (علیقلی زاده فیروز­جایی ناصر ،1386، ص).

به طور كلي اصول پيشنهادي اسكيدمور[1] حاكي از آن است كه ساكنيني كه گردشگري را به طور بالقوه و واقعي ارزشمند در نظر مي­­گيرند و در عين حال هزينه­هاي گردشگري را بيش از منافع آن نمي­دانند، از توسعه گردشگري حمايت خواهند كرد. در اين راستا تحقيقات پيزام، تيريل و اسپالينگ شواهدي را جهت تأييد اين نظر به دست مي دهد.

به طور كلي سه گروه تحت تأثير فعاليت گردشگري در يك اجتماع قرار مي­گيرند: ساكنان، فعالان بخش تجاري و خدماتي و مسئولان بخش عمومي. تفاوتهاي قابل توجهي در نگرش­هاي سه گروه در رابطه با گردشگري وجود دارد كه فعالان بخش تجاري نگرش مثبت­تري به گردشگري نسبت به ساكنان و مسئولان بخش عمومي دارند. (پيزام در مطالعه كيپ كود در ماساچوست آمريكا به اين نتيجه رسيد كه ساكنيني كه در بخش گردشگري اشتغال دارند گرايش مثبت­تري را در مقايسه با اشتغال خارج از بخش گردشگري دارند(.

ارزيابي روثمان[2] از اثرات گردشگري فصلي از دو اجتماع ساحلي در دل آوير آمريكا حاكي از آن است كه ساكنيني كه به لحاظ اقتصادي وابسته به بخش گردشگري بودند بطور كلي از گردشگري رضايت خاطر داشته اند همچنين مك گيهي نيز در اين ارتباط آورده است كه صاحبان كسب و كار مرتبط با بخش گردشگري نسبت به ساير گروه­ها، گرايش مثبت تري به گردشگري دارند)يكي از عواملي كه مي تواند تصورات ساكنان يا جامعه ميزبان را نسبت به گردشگري تحت تأثير قرار دهد؛  نسبت گردشگران به ساكنان در ارتباط با ظرفيت تحمل حوزه است؛ به طوري كه هر چقدر نسبت گردشگران به جامعه ميزبان افزايش يابد تصورات و گرايش منفي شدن از طرف جامعه ميزبان نسبت به گردشگران افزايش پيدا مي كند و نياز به تقويت محيط فيزيكي درك مي­شود. در اين راستا پيزام در مطالعه اي از كيپ كود[3] در ماساچوست آمريكا دريافت كه تراكم بالاي گردشگران، نگرش منفي جامعه ميزبان را به گردشگري افزايش داد. همچنين لانگ و دافيلد معتقدند كه در مناطق حاشيه اي با نسبت كم گردشگران به ساكنين جامعه بومي، اكثريت ساكنين جامعه مقصد گردشگري را امري مثبت تلقي مي­كنند.

از عوامل ديگر در توجيه نگرش و گرايش ساكنين از اثرات گردشگري و حمايت از اين فعاليت مي­توان فاصله ساكنين يا محل سكونت از جاذبه گردشگري را نام برد. براي نمونه مانس فيلد[4] به اين نتيجه رسيد كه مردمي كه دورتر از نواحي گردشگري زندگي مي­كنند گرايش منفي­تري راجع به اثرات گردشگري دارند. مطالعات بليسل و هوي نيز حاكي از آن است كه همراه با افزايش فاصله از جاذبه گردشگري، نگرش به اثرات گردشگري منفي بوده و موافقت كمتري را  نشان مي دهد .

شلدون و وار در سال 1984 نگرش­هاي ساكنين را در ولز شمالي بررسي كردند به اين نتيجه رسيدند كه كه زندگي در نواحي متراكم گردشگري، منجر به گرايش مساعد و موافقت نسبت به گردشگري مي شود در اين زمينه روثمان به اين نتيجه رسيد كه ساكنيني كه تماس بيشتري را با گردشگران داشتند، از نگرش مثبت تري نسبت به گردشگري برخوردار بودند .

بررسي ديگر از 28 اجتماع روستايي كلرادو توسط لانگ و همكاران حاكي از آن است كه نگرش­هاي اجتماع ميزبان از تأثيرات منفي گردشگري با افزايش سطوح وابستگي به گردشگري افزايش مي­يابد. اين مطالعه نشان مي دهد، هنگاميكه تا 30 درصد از كل خرده فروشي­ها  در جامعه ميزبان از گردشگري نشأت گيرد، حمايت از گردشگري افزايش مي­يابد. اما فراتر از اين ميزان و آنچه كه به آن سطح ظرفيت­تحمل اجتماع اطلاق مي­شود، حمايت از گردشگري توسط جمعيت ميزبان به تدريج كاهش مي­يابد همچنين افزايش جرم و جنايت و بالا بودن قيمت املاك در اين ناحيه روستايي، از عمده ترين اثرات منفي اجتماعي است كه در روستاهاي با سطح بالاتر گردشگري مشاهده مي­شود.(Long et al, 1990; 6)

مطالعه ديگر توسط آلن و همكاران (1993) گرايش ساكنين روستايي را به توسعه گردشگري بررسي كرده نتيجه گرفته­اند كه تصوير درست­تر از اثرات گردشگري با محاسبه كل فعاليت اقتصادي و سطح توسعه گردشگري بدست مي­آيد. ساكنين جوامع روستايي داراي فعاليت اقتصادي اندك و توسعه گردشگري پايين، اميد يا انتظارات بالايي به توسعه گردشگري در آينده دارند. ساكنين اجتماعات روستايي داراي فعاليت اقتصادي زياد و توسعه گردشگري بالا، به بعضي از مزاياي توسعه گردشگري پي­برده­اند. بنابراين ساكنين اين نوع اجتماعات گرايش  مثبت­تري نسبت به توسعه گردشگري دارند. اگرچه اجتماعات داراي فعاليت اقتصادي بالا و توسعه گردشگري پايين، به لحاظ اقتصادي پايدار هستند و ساكنين آن نيازي به توسعه گردشگري نمي­بينند. همچنين اجتماعات داراي فعاليت اقتصادي پايين و توسعه گردشگري بالا، دلسرد مي­شوند زيرا آنها به منافع اقتصادي ناشي از توسعه گردشگري دست نيافته­اند.

لانك فورد در سال 1994 حمايت و گرايش ساكنين، فعالان بخش گردشگري و مسئولان را نسبت به توسعه گردشگري در ناحيه روستايي ايالت واشينگنن  و اورگن  مورد بررسي قرار داد و  به اين يافته رسيد كه تفاوت معناداري بين گروه­هاي فوق الذكر در جامعه مقصد در خصوص ميزان حمايت از توسعه گردشگري وجود دارد به طوري كه فعالان بخش گردشگري بيشترين حمايت را از توسعه گردشگري نسبت به دو گروه ديگر داشتند و ساكنين اين ناحيه تا حدودي در خصوص توسعه تسهيلات گردشگري اضافي و تشويق گردشگري در محدوده اين اجتماع مردد بودند. همچنين ساكنين معتقد بودند كه دولت محلي نمي تواند اثرات منفي گردشگري را كاهش دهد Lankford,1994; 42)).

مك گيهي و آندرك در سال 2004 در مقاله اي تحت عنوان عوامل پيش­بيني­كننده حمايت ساكنين روستايي از گردشگري در اجتماعات روستايي آريزونا در ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيدند كه ميان وابستگي اجتماع روستايي به گردشگري و گرايش منفي جامعه ميزبان به گردشگري رابطه وجود دارد به طوري كه با وابستگي بيش از پيش اجتماعات به گردشگري، ساكنين به طور روز افزوني از آثار منفي آن در اجتماع آگاه خواهند شد و نگرشهاي منفي به گردشگري برآثار مثبت آن سايه مي­افكندMcGehee and Andereck; 2004, 131) ).

[1] Skidmore

[2] Rothman

[3] Cape Code

[4] Mansfeld

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.