فرسودگی شغلی:/پایان نامه درباره توانمند سازی روانشناختی

دانلود پایان نامه

عوامل موثر بر فرسودگی شغلی

فرسودگي شغلي سندرومي است كه بر اثر تعامل عوامل مختلف فردي ،‌و سازماني به وجود  مي آيد. بطور كلي عوامل ايجاد كننده فرسودگي شغلي متعدد و پيچيده اند و از سه دسته عوامل ناشي مي شود: عوامل سازماني نظير ابهام نقش ، تعارض نقش و تراكم كاري ، عوامل بين فردي نظير حمايت اجتماعي و عوامل درون فردي مانند عدم آگاهي براي شغل(راشدی و همکاران، 1390، ص 29). در اين زمينه كارسون مي نويسد:‌ فرسودگي شغلي ممكن است در نتيجه ويژگي ها يا حالت هاي شخصيتي باشد(حاجلو و همکاران، 1389، ص 24).

محيط هاي كاري توام با حمايت، مهمترين عامل ايجاد رضايت شغلي می باشد.حمايت اجتماعي بر درمان بيماران،‌رضايت شغلي پرستاران،‌ جذب و حفظ آن تاثير مي گذارد. بر خلاف مطالعات مختلفي كه عوامل شغلي را در بروز فرسودگي شغلي دخيل مي دانند،‌مطالعات ديگري نيز عوامل فردي مانند نوع شخصيت كاركنان را در بروز اين پديده موثر دانسته اند( شهناز دوست و همکاران، 1390، ص 50). از جمله عوامل سازماني كه منجر به فرسودگي شغلي مي شود، سبك مديريت، مقررات كاري خشك و غير قابل انعطاف،‌عدم امنيت شغلي و فرصت هاي اندك براي ارتقاء نام برده شده است. لمبرت و هوگان و جيانگ (2010) مطرح نموده اند که فرسودگي شغلي، پاسخي منفي است كه بوسيله محيط كاري بوجود مي آيد.همچنين، ابتكار بالاي فرد در شغلش موجب كاهش فرسودگي شغلي است(زمینی و همکاران، 1389، ص 31).

بر اساس مطالعه شوفلي[1] و همكاران(2009)،  فرسودگي شغلي يكي از دلايل غيبت غير موجه كاركنان از كار است. با توجه به اثرات منفي فرسودگي شغلي در عملكرد فرد ،‌ داشتن اطلاعات در زمينه عوامل مؤثر  بر بروز اين پديده مي تواند بر سلامت رواني افراد و به تبع آن گيرندگان خدمات تاثير مثبت داشته باشد . پژوهش هاي مختلفي در اين راستا به بررسي رابطه فرسودگي شغلي و عوامل فردي پرداخته اند(راشدی و همکاران، 1390، ص 29).

هوش هيجاني بالا و داشتن سلامت رواني مي توانند با فرسودگی شغلی در ارتباط باشند. به اميد اينكه هوش هيجاني بالا شاخصي براي موفقيت در محيط كاري است ، عوارض مربوط به فرسودگي شغلي را مي توان با استفاده صحيح از مهارت هاي هوش هيجاني و سلامت روان كنترل كرد. نتايج حاصل از پژوهش اسدي ، برجعلي و جمهري (1386) با عنوانرابطه بين هوش هيجاني ، فرسودگي شغلي و سلامت رواني كاركنان شركت ايران خودرو بيانگر آن است كه هوش هيجاني ، نقش تعيين كننده اي در تبيين تغييرات و پراكندگي متغير فرسودگي شغلي ايفا مي كند(بخشی سورشجانی، 1389، ص 40).

بوياس و ويند[2] (2010) با انجام پژوهشي بر روي كاركنان خدمات رفاه كودك ، به اين نتيجه دست يافتند كه سن از عوامل مرتبط با فرسودگي شغلي است. مطالعه عبدي ماسوله و همكارانش(2007) كه بر روي پرستاران انجام شده ، نشان مي دهد كه فرسودگي شغلي با جنسيت ،‌سن و سابقه كار رابطه معناداري دارد. پژوهش اسفندياري(2001) نيز يافته هاي تحقیق عبدي ماسوله را تاييد نموده و تصريح مي نمايد كه ميزان تحصيلات نيز از عوامل تاثير گذار بر اين عارضه است(راشدی و همکاران، 1390، ص 29).

پژوهشهاي سرو هويدا (1381)، قاسمي (1381)، رسوليان (1383) نشان دادند كه فرسودگي شغلي با خصيصه هاي شخصيتي ، تيپ شخصيتي ، منبع كنترل بيروني و شيفت كاري رابطه معنا داري دارد . بكر و همكاران ( 2000 ) شانافلت و همكاران (2002) در پژوهش خود گزارش نمودند كه فرسودگي شغلي با ميزان تماس با بيماران و مراجعان ، افزايش سن ، خستگي هنجاني و منبع كنترل بيروني رابطه معناداري دارد(غلامی حیدر آبادی، 1390، ص 106).

لاسالويا[3] و همكارانش(2009) در ايتاليا بر روي كاركنان مراكز بهداشت روان تحقيق نمودند و فرسودگي شغلي را ناشي از تماس رودر رو با افراد و اشتغال بلند مدت در واحد هاي سلامت روان دانستند. ساير مطالعات نيز نشان مي دهند كه فرسودگي شغلي،‌ بيشتر در سازمانهايي مانند مراكز ارائه خدمات اجتماعي ، كه پرسنل آن تماس مستقيم با افراد دارند ، ديده مي شود.(راشدی و همکاران، 1390، ص 29).

ريگر[4] و همكارانش(2004) نيز معتقدند كه وجود استرس مزمن در چنين سازمانهايي ،‌ فرد را مستعد فرسودگي شغلي مي كند. كاركنان سيستمهاي خدمات اجتماعي ، كه زمان و انرژي قابل ملاحظه اي را صرف كمك به سايرين مي كنند ، به سهولت دچار اين عارضه مي شوند . بدين ترتيب فرسودگي شغلي نه تنها سلامت ميليون ها نفر از كاركنان بخش هاي خدمات اجتماعي را به مخاطره مي اندازد ، بلكه مددجويان را نيز دچار اضطراب و تنش مي كند(راشدی و همکاران، 1390، ص 29).

فرسودگی شغلی بيشتر در مناطقي ديده مي شود كه فرد ساعت هاي زياي را در تماس نزديك با انسان هاي ديگر مي گذراند. اين افراد به تدريج احساس مي كنند زير فشار قرار دارند و منابع هيجاني آنها نسبت به افرادي كه در جايگاه دريافت خدمت قرار گرفته اند تخليه شده است ،‌ بنابراين،‌نسبت به آنها بي تفاوت شده و احساس منفي پيدا مي كنند(حاجلو و همکاران، 1389، ص 24).

  • schaufeli
  • boyas & wind

1.lasalvia

2.regehr

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.