Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

ضرورت مدیریت منابع انسانی،پایان نامه درباره مدیریت منابع انسانی

اهمیت و ضرورت مدیریت منابع انسانی:

استفاده  مطلوب از منابع انسانی ، موازی با منابع مادی در یک سازمان مستلزم شناخت و آگاهی از روشهای وافی به مقصود در رابطه با مدیریت این نیروست. به منظور ایجاد این آگاهی و شناخت، لازم است که مدیر، ضمن توجیه مدیریت همچون یک واقعیت انسانی و اجتماعی، با نقش های مدیریت و ساختار مدیریت منابع انسانی نیز آشنا شود. سپس از تکنیک ها و روشهای آن آگاهی یابد. بدین معنی در یابد رفع شدن نیازهای انسانی چگونه طراحی شود؟ نیروی انسانی اعم از کارکنان و مدیران در سلسله مراتب مختلف چگونه باید در رأس پست های سازمانی قرار گیرند؟ در یک بخش تخصصی عوامل اجرایی از چه ویژگی هایی باید برخوردار باشند؟ اعضاء چگونه باید انتخاب شوند؟ برای انتخاب مسئولین، مشاغل موجود در سازمان چگونه باید تجزیه و تحلیل گردد؟ شرح وظایف چگونه باید تنظیم شود؟ در نگهداری افراد چگونه باید اقدام شود؟ آیا نگهداری افراد به صرف رضایت از حقوق و دستمزد امکان پذیر است یا ایجاد انگیزش های کاری خود عامل عمده دیگری به شمار می رود؟ (عسگریان، 1391)

سازمان ها به وضوح متشکل از چیزی بیش از نمودارهای سازمانی هستند موجودیت آنها بر اساس منابع متعددی همچون منابع انسانی، مالی، مادی و اطلاعاتی و دانش  شکل می گیرد. آنگونه که گریفین می گوید:«مدیران در قبال ترکیب و هماهنگی این منابع متنوع و در نیل بر اهداف سازمانی پاسخگو هستند» با وجود این به نظر شولر« مدیریت منابع انسانی برای سازمانها به مثابه کارکردی حیاتی تلقی می شود» زیرا، مولفه اصلی تشکیل دهنده سازمانها مردمند و مدیریت اثر بخش آنان وظیفه اصلی مدیریت منابع انسانی است. فعالیت مدیریت منابع انسانی به بهترین استفاده از منابع انسانی برای نیل به اهداف سازمان توجه بیشتری می کند هر سازمان اثر بخشی می کوشد کارکردهای سنتی مدیریت کارکنان را در چارچوب نظام مند و جامعی باز آفرینی کند و به وظایف اساسی که باید در حوزه مدیریت منابع انسانی انجام شود به گونه منسجم و استراتژیک توجه کند. از این رو مدیریت منابع انسانی غالبا به منزله رویکردی فوق فعال و اثر گذار در امر مدیریت مردم در نظر گرفته می شود و کارکرد آن از اینکه فقط در قبال نگهداری سوابق پاسخگو باشد به سمت شریک استراتژیک تحول یافته است.( عباس پور، 1382)

رشد و توسعه مدیریت منابع انسانی از دو دهه گذشته با یکسری دگرگونیهای آغاز شده است. در این مدت این حوزه به منزله یکی از عمده ترین موضوعات به ثبت رسیده و مستندسازی شده، در عرصه مدیریت کسب و کار معرفی گردیده است این دگرگونیها که بر پایه تغییرات اقتصادی، فناوری، حقوقی و اجتماعی جهانی بویژه تحت تأثیر تغییرات ساختاری، صنفی، موقعیت جغرافیایی یا انتظارات رو به رشد سازمانها از منابع انسانی شکل گرفته، نقش و سهم منابع انسانی و شیوه های انجام کار را دستخوش تغییر و تحول بسیار زیادی کرده است، در گذشته، رهبری نیروی انسانی در سازمان به عهده اداره آمار و حضور غیاب و امور اداری بود. اما امروزه تحت تأثیر عوامل برون سازمانی و بالاخص تطابق قابلیت رهبری امور کارکنان با نیازهای جدید، امور مربوط به منابع انسانی دررابطه با رسالت و اهداف سازمان و در نظر داشتن چالشهای محیطی، سازماندهی می شود. بر این اساس ، اهمیت عامل انسانی و نقش منحصر به فرد او به منزله یک منبع استراتژیک و طراح و مجری نظام ها و فراگردهای سازمانی جایگاهی بمراتب والاتر از گذشته یافته است. تا جایی که در تفکر سازمانی پیشرفته از انسان به مثابه مهمترین منبع و دارایی برای سازمان یاد می شود بدین لحاظ امروزه سازمانها، برای بقا، انتظام و بالندگی خود می کوشند از طریق منابع انسانی فرهیخته در گستره جهانی به رشد سریع، بهبود مستمر، کارآمدی، سودبخشی، انعطاف پذیری، انطباق پذیری، آمادگی برای آینده و برخورداری از موقعیت ممتاز در عرصه فعالیت خود نایل شوند. بدون این کیفیت ها، سازمانها واقعا غیر ممکن است که بتوانند در مواجهه با بهترین ها به صورت رقابتی و اثر بخش عمل کنند.( شولر و جکسون، 2001)

منابع انسانی کلید موفقیت یا شکست سازمانی به شمار می آید. از این لحاظ، خط مشی ها، شیوه ها و کارکردهای منابع انسانی باید در مجموع مقید به استراتژی سازمانی باشد و مدیران و رهبران سازمانها نسبت به مسائل آن درک درستی داشته و در مورد پیامدهای آن حساس باشند. ( بارون و کرپس، 1999)