تعريف خلاقيت:/پایان نامه درمورد ماهیت شغل و خلاقیت

دانلود پایان نامه

تعريف خلاقيت:

نظريه پردازان مدت هاي طولاني تصور مي كردند كه خلاقيت فرايندي ارثي و ذاتي است و چنين مي نمود كه جهان در سطح كلي فقط بايد آن تعداد محدود هنرمندان خلاق، دانشمندان و افراد بااستعداد را پرورش دهد و دربرابر ديگر افراد كه عاري از استعداد، تلقي مي شدند، مسئوليتي ندارد. اگر خلاقيت را ذاتي بدانيم از بسياري جهات با عقيده كساني كه هوش و يا حتي شكل گيري شخصيت را ذاتي مي دانند توافق كامل خواهيم داشت. درحالي كه امروزه اساس روانشناسي به ما اجازه مي دهد بر اين عقيده باشيم كه فرايند خلاقيت ذاتي نبوده بلكه مي تواند آموزش داده شود. پس در اين روال، جريان خلاقيت، جرياني ساخته شده از قبل نبوده  بلكه روندي قابل تغيير است. ( مفيدي،1371)

از خلاقيت تعاريف متعددي به عمل آمده است. در فرهنگ هاي لغت فارسي، خلاقيت به معناي آفريدن، به وجود آوردن و توانايي تركيب ايده يا آفرينش به كار رفته است.

خلاقيت عبارت است از بكارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد ( رضائيان،1374، 3 )

الواني (1379) معتقد است ‹‹خلاقيت به معناي توليد يك انديشه و فكر جديد است يا به عبارت ديگر خلاقيت  اشاره به قدرت ايجاد انديشه هاي نو دارد.››

همچنين خلاقيت را مي توان توليد ايده ها، رهيافت ها و مفاهيم اصيل، بديع و جديدي دانست كه از رفتاري انطباق پذير برخوردار باشد. (شهرآراي و مدني پور، 1375،39 )

 

1-2-4- تفاوت خلاقيت و نوآوري:

با درنظر گرفتن پيچيدگي موجود در مفهوم خلاقيت لازم است وجه تمايز اين مفهوم و فرايند نوآوري مشخص شود. برخي از نويسندگان بين خلاقيت و نوآوري تمايز قائل مي شوند. براي مثال؛ كونتز درسال 1988نوآوري را به كارگيري ايده هاي نوين ناشي از خلاقيت معرفي كرده و معتقد است كه نوآوري مي تواند محصولي جديد، خدمتي جديد يا راهي جديد براي انجام كاري باشد؛ درحالي كه خلاقيت توانايي ايجاد فكر يا ايده جديد و بديع است.همچنين آلبرشت در سال1987خلاقيت و نوآوري و وجه تمايز آنها را به اين صورت مطرح كرده است: خلاقيت فعاليت ذهني و عقلايي براي به وجود آوردن ايده ي جديد و بديع است. حال آن كه نوآوري، تبديل خلاقيت به عمل يا نتيجه است. او نوآوري را عمليات و مراحل مورد نياز براي نتيجه گيري يك فكر بكر و واقعيت جديد  مي داند. از اين زاويه، شخص خلاق ممكن است نوآور باشد؛ يعني مي تواند داراي ايده هاي جديد و نو باشد ولي توانايي تبديل آن ها را به نوآوري نداشته باشد؛ از اين رو فرد نوآور غالبا”خلاق است ولي همه ي افراد خلاق الزاما”نوآور نيستند. (مشبكي و تيمورنژاد،1380)

 

1-2-5- عناصر خلاقيت:

خلاقيت متشكل از عناصر و اجزاي مختلفي است و آمابيل سه عنصر مهارتهاي مربوط به قلمرو و يا موضوع، مهارتهاي مربوط به خلاقيت و انگيزه را از اجزاي اصلي خلاقيت مي داند.

مهارت هاي مربوط به قلمرو عبارتند از: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقايق، اصول و نظريات و انگاره هاي نهفته در آن موضوع. اين مهارت ها به منزله ي مواد اوليه استعداد، تجربه و آموزش در يك زمينه ي خاص به شمار مي روند. بديهي است تنها در صورتي در رشته اي ( براي مثال؛ فيزيك هسته اي يا شيمي ) امكان خلاقيت داريم كه درباره آن اطلاعات داشته باشيم. خلاقيت در نقاشي نيز مستلزم داشتن اطلاعاتي درباره چگونگي استفاده از قلم مو و تركيب رنگ هاست .

به رغم اهميت اين عنصر، اگر فردي از بالاترين حد مهارت برخوردار و از مهارتهاي خلاقيت بي بهره باشد، هرگز قادر به انجام كار خلاقي نخواهد بود يعني از مهارت هاي موضوعي به شكل جديد استفاده مي كند.  مهارت هاي خلاقيت با ارزش هاي فكري زير همراه است:

1- شكستن عادت: كنار گذاشتن شيوه هاي فكري و عملي پيشين و استفاده از روش هاي جديد.                   2- به تعويق و تأخير انداختن قضاوت و ارزيابي ايده ها براي جلوگيري از ضايع شدن ايده اي كه در ابتدا ممكن است جالب و مفيد به نظر نيايد.

3- درك پيچيدگي با توجه به مسائل پيچيده و درگير شدن با آن.

4- متفاوت ديدن مسائل و مشاهده امور به شيوه تازه اي كه قبلا”به آن توجه كافي نشده است.                   5- وسعت فكر و برقراري ارتباط ميان ايده هاي متفاوت.

 

آمابيل معتقد است برخي از شخصيت ها بيشتر مستعد تفكر خلاق هستند. بعضي از صفات مهم افراد خلاق عبارت است از: خودنظمي زياد، پشتكار درمواجهه با شكست، استقلال، تحمل ابهام، تمايل به پذيرفتن خطر،  اعتماد به نفس و … اگر اين ويژگي به طور طبيعي در افراد وجود نداشته باشد مي توان آن را در آن ها پرورش داد. (1993،Amobil )

حال اين پرسش مطرح مي شود كه آيا اگر فردي داراي دو مهارت مربوط به موضوع و مهارت مربوط به خلاقيت باشد موفق به انجام كار خلاق مي شود؟ شواهد مؤيد آن است كه جواب اين سؤال منفي است. عامل انگيزه يكي از عناصر اساسي و شايد مهم ترين اجزا در اين مجموعه است. انسان بدون انگيزه هاي بيروني و دروني نمي تواند كار خلاقانه اي انجام دهد. ولي تحقيقات تجربي حاكي از آن است كه انگيزه  دروني مي تواند نقش سازنده تري درتحقق خلاقيت داشته باشد. (1990، Amobil ) يعني اگر انگيزه دروني باشد، كار براي افراد جالب و لذتبخش خواهد بود.

 

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.