Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

تعاریف فرهنگ:”پایان نامه فرهنگ سازماني و شناخت كاركنان”

تعاریف ارائه شده در ارتباط با فرهنگ

فرهنگ : مرکب از فر که پیشوند است و هنگ از ریشه تنگ اوستایی به معنی کشیدن و فرهختن و فرهنگ که مطابق است با ریشه ادوکا و ادور که در لاتین به معنی کشیدن و نیز تعلیم و تربیت است . (لغتنامه دهخدا)

فرهنگ :پدیده کلی پیچیده ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوه زندگی که در طی تجربه تاریخی اقوام شکل می گیرد و قابل انتقال به نسل های بعدی است. فرهنگ :به اعتقاد شاین فرهنگ الگویی از مفروضات بنیادی است که بر اثر اندوختن تجربه از دشواری های سازگاری بیرونی و یکپارچگی درونی پرورده شده است . این الگو روش صحیح ادراک و رفتار را به اعضا یاد می دهد .

فرهنگ : فرهنگ ساخته  یک گروه انسانی است . هرکجا که یک گروه دارای حد کافی از تجارب مشترک باشد، فرهنگ شکل می گیرد . خانواده و گروه های کاری اولین محل های شکل گیری یک فرهنگ است . ملیت ، دین، مذهب ، زبان زمینه های فنی و علمی مشترک مربوط به یک گروه کوچک یا بزرگ، عوامل ایجاد فرهنگ است . فرهنگ: مجموعه ویژگی های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص.(کوئن، بروس، 1386، ترجمه محسن ثلاثی: 39)

 

2-4-2-1- تعریف رسمی فرهنگ

الگویی از مفروضات مشترک که گروه را فرا می گیرد . به طوری که مشکلات انطباق پذیری خارجی و هماهنگی داخل آن را حل می کند و به سبب عملکرد و تاثیر خوبش معتبر دانسته می شود و از این جهت به عنوان روش صحیح ادراک، تفکر و احساس در خصوص آن مشکلات، به اعضای جدید گروه آموزش و یاد داده می شود .

 

2-4-2-2-  ویژگی های بنیادی فرهنگ

 

  • فرهنگ آموختنی است : فرهنگ خصوصیتی غریزی یا ذاتی نیست و نمی توان آن را از راه زیستن به دیگران منتقل کرد. فرهنگ نظامی است که پس از زاده شدن انسان و در سراسر زندگی آموخته می شود .
  • فرهنگ آموخته می شود : تنها انسان می تواند سرمایه ای چشمگیر از عادت های آموخته شده خود را به دیگران منتقل سازد .

 

  • فرهنگ اجتماعی است : عادت های فرهنگی نه تنها آموخته می شوند و در طول زمان به دیگران انتقال می یابند بلکه ریشه های اجتماعی دارند و شماری از مردم که در گروه ها و جوامع زندگی می کنند، در آن شریک اند .

 

  • فرهنگ پدیده ای ذهنی و تصوری است : عادت هایی که فرهنگ از آن ها پدید می آید، تا حد زیادی به صورت هنجارها یا الگوهای رفتاری آرمانی ذهنی می شوند، یا در کلام
    می آیند .
  • فرهنگ خوشنودی بخش است: هر فرهنگی که نتواند از عهده تعیین هدف اعلای زندگی برآید، از برآوردن آرمان های عالی حیات نیز ناتوان است . عناصر فرهنگی تا زمانی که بر افراد یک جامعه خشنودی نهایی می بخشند ، می توانند پایدار بمانند .
  • فرهنگ سازگاری می یابد : فرهنگ دگرگون می شود و دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است.
  • فرهنگ یگانه ساز است : به عنوان یک پیامد فراگیر سازی، عناصر هر فرهنگ گرایش به ان دارند که پیکری یک پارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند و این سازگاری محتاج زمان است .(باقری زاده، 1375 : 89)