Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

تالكت پارسونز//پایان نامه مدیریت کارآمد بقاع متبرکه

تالكت پارسونز[1]

الف) پارسونز در نظریه سیستمی خود، ساختار جامعه، نقش فرهنگ در حفظ این ساختار و روابط فیمابین مؤلفه‌های گوناگون نظام اجتماعی را در كانون توجه خود قرار می‌دهد. پارسونز با ارائه نظریه خود در باب سیستم، آشكارا بر نقش حیاتی فرهنگ در نظریه سیستم اجتماعی تاكید دارد. وی با تئوریزه كردن فرهنگ به‌منزله حوزه یا نظامی مستقل، نهادهای فرهنگی و اجتماعی را از همدیگر متمایز كرده و ضمن اعتقاد به استقلال فرهنگ از جامعه به لحاظ تجربی، معتقد است سیستم ارزشی مشترك، پیش‌فرض‌های لازم برای انسجام اجتماعی را فراهم می‌آورد.( صالحی امیری، 1386)

ب) نظریه فرهنگ پارسونز مرتبط با نظریه كنش اوست. وی در نظریه كنش خود معتقد است كه كنش‌های انسانی همواره یك بعد هنجاری یا غیرعقلانی دارد و به بیان دیگر كنش انسان تحت هدایت آرمان‌ها و ادراكات عام قرار دارد. بنابراین به اعتقاد پارسونز، كنش اجتماعی نمی‌تواند به طور مكانیكی دیده شود بلكه مفهومی فرهنگی دارد كه محوریت آن با نهاده‌های فرهنگی بوده و بخشی از خرده‌نظام اجتماعی و فرهنگی محسوب می‌شود. كنش انسانی به صورت داوطلبانه اتفاق می‌افتد و نه اجباری چراكه آرمان‌ها و ادراكاتی كه كنش‌ها را هدایت می‌كنند، درون افرادند. بنابراین كنش یك فراگرد فعالانه و خلاقانه و ذهنی می‌باشد و نه همچون واكنشی مكانیكی در برابر محرك‌ها. پدیده بنیادی در نظریه كنش پارسونز همان چیزی است كه او واحد كنشی می‌خواند. كنش واحد در نظر پارسونز، چند عنصر سازنده دارد:

  • كنشگر
  • هدف كنش
  • چیزهایی كه كنشگر نمی‌تواند تحت نظرشان داشته باشد (شرایط). شرایط، ناظر به قید و بندها و موقعیت‌هایی است كه كنش در محدوده آنها انجام می‌شود.
  • چیزهایی كه كنشگر می‌تواند بر آنها نظارت كند (وسایل). وسایل، كنشگر را به تكمیل كنش قادر می‌كنند.
  • هنجارها: درك این مسئله كه غایات و وسایل قابل قبول كدامند. هنجارها در جهت تعیین گزینش وسایل دستیابی به اهداف نقش بازی می‌كنند.
  • تلاش: كاری كه عامل برای تكمیل عمل انجام می‌دهد. (جورج ،1388)

ج) پارسونز معتقد است كه نظام فرهنگی به مردم اجازه می‌دهد كه با یكدیگر رابطه برقرار نمایند و كنش‌های خود را هماهنگ كنند. بنا به تأكید او سه قلمرو عمده در نظام فرهنگی وجود دارد:

1)   قلمرو نهادهای شناختی؛ كه با اندیشه‌ها و باورهای مربوط به جهان خارجی در ارتباط است.

2)   نهادهای بیانی؛ از قبیل هنرها و مثلاً موسیقی كه معمولاً در ارتباطات عاطفی به كار می‌روند.

3)   معیارها و هنجارهای اخلاقی؛ كه با این مسئله كه آیا فلان چیز درست است یا نادرست ارتباط پیدا می‌كند.

در این میان پارسونز در مواجهه با مسئله وحدت اجتماعی، قلمروی سوم را مورد تأكید قرار می‌دهد. طبق نظر پارسونز توافق بر سر ارزش‌های مشترك در قلب نظام اجتماعی قرار دارد و موجب وحدت می‌شود. همچنان‌كه در اندیشه او، ارزش‌ها و هنجارها بیش از احكام سركوب‌گرانه برای حفظ نظم اجتماعی مفید است. این نگرش پارسونزی، مزیت ممتازی را برای فرهنگ قائل است. (فیلیپ ،1387).

 

2-8- عناصر فرهنگی[2]

فرهنگ مجموعه اي از باورها و پندارهاي ارزشي است كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب، و ساير ميراث هاي فرهنگي تجلي مي يابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر مي گذارد. فرهنگ مجموعه اي از باورها و پندارهاي ارزشي است كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب، و ساير ميراث هاي فرهنگي تجلي مي يابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر مي گذارد. به عبارت ديگر فرهنگ، حقيقت و هويت معنوي ملت ها است كه ساختار كيفي زندگي يك ملت را مشخص نموده به گونه اي كه زندگي كمي و مادي او را تحت تأثير قرار مي دهد. اما در تعريف فرهنگ اسلامي علاوه بر ويژگيهاي فوق، شاخص ديگري وجود دارد كه آن را از ساير فرهنگ ها متمايز مي نمايد. در تعريف فرهنگ اسلامي گفته اند، فرهنگ اسلامي مجموعه اي از اعتقادات و اصول اسلامي آداب رسوم، اخلاق و ارزشها و قوانين است كه از وحي سرچشمه گرفته شده است.

[1] Talket Parsons

[2] Cultural elements