Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

تاریخچه سرمایه فکری://پایان نامه درباره سرمایه فکری

تاریخچه سرمایه فکری:

در سال 1969 جان گالبریت اولین کسی بود که از اصطلاح سرمایه فکري استفاده کرد. اما در اواسط دهه 1980 حرکت از عصر صنعت به سمت عصر اطلاعات آغاز شد و شکاف عمیق بین ارزش دفتري و ارزش بازار شرکت ها بوجود آمد و در اواخر دهه 1980اولین تلاشها براي تدوین صورتهاي مالی حسابهایی که سرمایه فکري را اندازه گیري کنند. صورت گرفت و کتابهایی در این موضوع از قبیل مدیریت دارایی هاي دانش توسط آمیدن تالیف شد . در اوایل 1990 ، اولین بار نقش مدیریت سرمایه هاي فکري با تخصیص یک پست رسمی، در سازمان مشروعیت یافت و آقاي ادوینسون بعنوان  مدیر سرمایه هاي فکري شرکت اسکاندیا معرفی شد همچنین در این دوره مفهوم رویکرد ارزیابی متوازن توسط کاپلان و نورتن مطرح گردید و در مجله فورچون مقالاتی در این زمینه منتشر گردید . اما در اواسط دهه1990 ، شرکت اسکاندیا اولین گزارش سرمایه هاي فکري را منتشر کرد و همایشی در سال1996  با موضوع سرمایه فکري ترتیب داده شد. در اوایل دهه 2000 ،اولین مجله معتبر(Machlup) با محوریت سرمایه هاي فکري و اولین استانداردهاي حسابداري سرمایه فکري توسط دولت دانمارك منتشر گردید . امروزه پروژه هاي مختلفی از قبیل انتشار کتب و برگزاري سمینارها و تهیه و تدوین مقالات متعددي در این زمینه در حال انجام است( همتی و همکاران،7)

 

 

 

پیشرفت دوره زمانی
ایده عمومی ارزش ناملموس (اغلب “سرقفلی” نامیده میشد.) اوایل دهه 1980
عصر اطلاعات بوجود می آید و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازاری بطور قابل ملاحظه ای برای بسیاری از شرکت ها افزایش می یابد. اواسط دهه 1980
نخستین تلاش ها برای نوشتن و تدوین حسابها / صورت حسابهایی که سرمایه فکری را اندازه گیری می کنند ابتکار عمل هایی که به طور نظام مند موجودی سرمایه فکری شرکت را اندازه گیری و به گروههای بیرونی گزارش می دهند(سلمی و اسکاندیا، 1998) اواخر دهه 1980
در سال 1990 اسکاندیا ای. اف.اس لیف ادینسون را به عنوان ” مدیر سرمایه فکری ” منصوب می کند. این اولین باری است که نقش مدیریت سرمایه فکری با تخصیص یک پست رسمی ، در سازمان مشروعیت می یابد. کاپلان و نورتون(1992) مفهوم کارت امتیاز دهی متوازن را معرفی می کنند. امتیاز دهی متوازن مبتنی براین فرض است که ” آنچه را که شما اندازه گیری می کنید همان چیزی است که شما بدست می آورید”. اوایل دهه 1990
نونوکا و تاکیشی (1995) کار بسیار با ارزش را درباره “سازمان دانش آفرین” معرفی  می کنند. اگرچه تمرکز این کتاب بر “دانش” است با این وجود تمایز بین دانش و سرمایه فکری در آن بسیار ظریف می باشد. در سال 1994 ابزار شبیه سازی سلمی با  نام تانگو روانه بازار شد. تانگو اولین محصول پر فروش است که در آموزش مدیران درباره اهمیت عوامل ناملموس بکار می آید. همچنین در سال 94 یک ضمیمه برای گزارش سالانه شرکت اسکاندیا تهیه شده که موجودی سرمایه فکری آن را نشان می دهد. گزارش سرمایه فکری علاقه زیادی را در شرکت هایی که به دنبال پیروی از پیشگامی اسکاندیا هستند، ایجاد می نماید . رویداد دیگری در سال 1995 اتفاق افتاده و در زمانی است که سلمی از “ممیزی دانش” برای یک ارزیابی مفصل از وضعیت سرمایه فکری شرکت استفاده نموده است.  

اواسط دهه 1990

در اواخر دهه 1990 سرمایه فکری مورد پسند بسیاری از محققان و کنفرانس های علمی ، مقالات و نشریات مختلف می شود. تعداد بسیار زیادی پروژه در سطح وسیع انجام می گیرد. اواخر دهه 1990
اولین مجله معتبر علمی  با عنوان ” سرمایه فکری” انتشار می یابد . اولین استانداردهای حسابداری سرمایه های فکری توسط دولت دانمارک تدوین می گردد. چشم انداز سرمایه های فکری به همراه کمیته سرمایه های فکری در شرکت اسکاندیا تعیین و تشکیل می شود. اتحادیه اروپا اولین گزارش سرمایه های فکری خود را منتشر می نماید. کتاب “ثروت نامشهود” توسط موسسه “بروکینگ ” و گزارش سرمیه های فکری مراکز تحقیقاتی اتریش و کتاب مدیریت ، اندازه گیری و گزارش دهی داراییهای نامشهود، توسط “لو” به همراه حجم گسترده ای کتب و مقالات پیرامون مدیریت سرمایه های فکری منتشر می گردند.  

 

اوایل قرن 2000

 

3جدول(2-3)تلاش های تاثير گذار بر سیر تاریخی سرمایه فکری( خاوندکار و متقی،1388، 47-48)

4-2-2) مدیریت دانش و سرمایه فکری:

در قرن بیست و یکم شرکت های دانش محور در اقتصادی دانشی قرار گرفته و اهمیت زیادی برای افزایش سرمایه های فکری سازمانشان قائل می شوند.به همین دلیل دراین شرکت ها سیستم های مدیریت دانش که نقش اصلی را در تحقق این امر بازی می کنند، به شکل گسترده تری توسعه یافته اند ( عالم تبریزو همکاران، 1388، 175).

مدیریت بر سرمایه فکری سازمان ها را قادر می سازد که شایستگی های سازمان را رشد و توسعه دهند.از آنجایی که شایستگی های سازمانی بر مبنای سرمایه فکری بدست می آیند، لذا هرگونه بهبود در این شایستگی ها منوط بر مدیریت مؤثر سرمایه فکری و یا مدیریت دانش خواهد بود که در نتیجه آن بهبود در عملکرد کسب وکار و خلق ارزش خواهد شد ( عالم تبریز و همکاران، 1388، 147).

مدیریت دانش[1]‌‌و مدیریت سرمایه های فکری[2]، تقریباً تمامی زوایای مرتبط با فعالیت های سازمانی را در خود دارند. هردوی آن ها دامنه ای کلی از فعالیت های موجود در درون سازمان از خلق دانش گرفته تا استفاده از دانش را در بر می گیرند. اما با این حال، هدف های متفاوتی را دنبال می کنند. ICM ،   در سطح مدیریت ارشد و استراتژیک مطرح شده و بر روی استخراج و خلق ارزش از بر دارایی های سازمان تمرکز می کند.

[1] -Knowledge management(km)

[2] – Intellectual capital management(ICM)