Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

انواع اعتماد//پایان نامه درباره هوش هيجاني و اعتماد

دانلود پایان نامه

انواع اعتماد

در یک دسته‌بندی می‌توان اعتماد را به سه نوع اعتماد اعتباری، متقابل و اجتماعی تقسیم کرد.

 

2-2-5-1) اعتماد اعتباری

یکی از مفاهیم دیرینه اعتماد عمومی منبعث از ایده روابط اعتباری است که بر اساس آن فردی نسبت به دیگری در انجام اقدامی نسبت به خود اعتماد می‌کند. اعتماد نسبت به متخصصان و پزشکان نمونه‌ای از اعتماد اعتباری است بیماران به پزشکان و موکلین به وکلا اعتماد می‌کنند زیرا قادر به نظارت بر عملکرد آن‌ها نیستند. بنابراین در این نوع روابط اعتباری، تعهد اخلاقی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. لذا انجمن‌های حرفه‌ای باید این نوع تعهد اخلاقی را در مدیران دولتی به وجود آورند (الوانی و دانایی‌فرد،  1380).

 

2-2-5-2) اعتماد متقابل

اعتماد متقابل بخشی از اعتماد عمومی نسبت به دولت و سازمان‌های دولتی است که از آن جهت که شکل میان فردی دارد همیشه نسبت به اعتماد اعتباری متفاوت است. در حالی که دریافت کننده اعتماد اعتباری سازمان‌های دولتی هستند اعتماد متقابل بر مبنای روابط بین فردی قراردارد. به عنوان مثال دانشجو و استاد می‌توانند نوعی اعتماد متقابل ایجاد کنند ولی دانشجو نمی‌تواند نوعی اعتماد متقابل با دانشگاه برقرار کند نکته مهم این است که به علت اعتماد متقابل دانشجو و استاد، اعتماد دانشجو به یک سازمان دولتی نظیر دانشگاه قابل افزایش است (الوانی و دانایی‌فرد، 1380). اعتماد مردم به دولت یک طبیعت کلی است با برخی مشخصه‌های متمایز کننده. تنوع اعتماد میان نهادهای متفاوت نسبتاً کم است اما مراتب اعتماد در پارلمان بیش‌ترین و نسبت به سیاست‌مداران کم‌ترین است. در حالی که ارتباط درونی قوی میان اعتماد به نهادهای متفاوت وجود دارد افراد با سطح اعتماد بالا به یک نهاد تمایل بیش‌تری به اعتماد به دیگر موسسات دارند در حالی که عدم اعتماد به یکی مرتبط به عدم اعتماد به دیگری است. به عبارت دیگر اعتماد به دولت یک الگوی (اجتماعی) انباشته را نشان می‌دهد و ارتباطات اعتماد بیش‌تر مکمل هستند تا انتخابی (Christensen, 2003).

 

2-2-5-3) اعتماد اجتماعی

اعتماد اجتماعی شکلی از سرمایه اجتماعی است که جامعه آن را در گذر زمان، به تدریج و از طریق تعاملات افراد به صورت فرد با فرد به دست آورده و آن‌گاه به نوعی «خیر عامه» تبدیل می‌شود که مبنای اعتماد سایر افراد جامعه قرار می‌گیرد. از آن جا که این سرمایه ظرف مدت‌های مدیدی شکل گرفته، بر خلاف سرمایه‌های متعارف از بین نمی‌رود. اعتماد اجتماعی بر خلاف اعتماد فردی، از شبکه‌های موجود در امور اجتماعی، مدنی و هنجارهای روابط متقابل ناشی می‌شود. حق کنترل رفتار و اعمال فرد صرفاً از آن وی نبوده بلکه به طور جمعی از سوی جامعه‌ای که در آن قرار دارد بر وی اعمال می‌شود و علت آن عمدتاً این است که ممکن است این اعمال بر دیگران نتایج ناخواسته‌ای را تحمیل کنند. عواقبی که نمی‌توان در جامعه مبادله آ‌ن‌ها را تحت کنترل در آورد (الوانی و دانایی‌فرد، 1380).

در دسته‌بندی دیگری اعتماد به سه شکل اصلی بنيادي، تعميم يافته و بين شخصي تقسیم شده است كه عبارتند از (اجاقلو و زاهدي، 1384):

الف) اعتماد بنیادی: اعتماد بنیادی نگرشی است نسبت به خود و دنیای پیرامون که رفتار و اعمال ما را متاثر می‌سازد و موجب تقویت این فکر می‌گردد که افراد و امور جهان قابل اعتماد‌ند و بر استمرار و ثبات این باور صحه می‌گذارد. اریکسون معتقد است که اعتماد بنیادی در مراحل اولیه زندگی انسان شکل می‌گیرد. به اعتقاد او کودک معمولاً نخستین رابطه را با مادر برقرار می‌سازد. کودک باید بتواند در کنار مادر احساس امنیت کند. اگر مادر به نیاز‌های جسمانی کودک پاسخ دهد و محبت و عشق و امنیت کافی برای او تامین کند از آن پس کودک شروع به پروراندن حس اعتماد خواهد کرد، نگرشی که نظر کودک را درباره خودش و دیگران مشخص خواهد کرد.

ب) اعتماد بین شخصی: اعتماد بین شخصی شکل دیگری از اعتمـاد است کـه در روابط چهـره به چهـره خود را نشان می‌دهد. این شکل از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع می‌سازد و با کاستن از حالت دفاعی بسیاری از تعاملات موثر را موجب می‌شود. اعتماد بین شخصی حوزه‌‌ای از تعاملات میان دوستان و… را در بر می‌گیرد. به لحاظ نظری در یک رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو نفر حضور دارند اعتماد کننده و فرد مورد اعتماد. در این مورد فرد مورد اعتماد بالقوه می‌تواند واکنش‌های متفاوتی از خود بروز دهد که می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد: واکنش‌های مثبت و منفی. بررسی دیدگاه‌های مختلف نشان می‌دهد که روابط اجتماعی در ایجاد اعتماد بین شخصی نقش اساسی ایفا می‌کند. اعتماد بین شخصی در روابط و بر هم‌کنش‌های اجتماعی معنا پیدا می‌کند و توسعه می‌يابد.

پ) اعتماد عام تعمیم یافته: اعتماد تعمیم یافته را می‌توان داشتن حسن ظن نسبت به افراد جامعه جدای از تعلق آن‌ها به گروه‌های قومی و قبیله‌ای تعریف کرد. این تعریف بیانگر چند نکته اساسی است:

u اعتماد تعمیم یافته تنها به افرادی که با هم بر هم کنش دارند و میان‌شان روابط چهره به چهره برقرار است، محدود نمی‌شود؛

u اعتماد تعمیم یافته حوزه‌ای از کسانی را که با ما برهم کنش دارند یا بالقوه می‌توانند برهم کنش داشته باشند در بر می‌گیرد؛

u اعتماد تعمیم یافته مرزهای خانوادگی و همسایگی و قومی را در می‌نوردد و در سطح ملی گسترش می‌يابد؛

u اعتماد تعمیم یافته پدیده نسبتاً جدیدی است که همراه با شکل‌گیری دولت‌های مدرن یا دولت- ملت مطرح می‌شود؛

u اعتماد تعمیم یافته لازمه‌ي همکاری و مشارکت میلیون‌ها شهروندی است که جوامع پیچیده و مدرن امروز را تشکیل می‌دهند.

در جوامع سنتی اعتماد تعمیم یافته وجود ندارد چرا که در چنین جامعه‌ای خط فاصله‌‌ي مشخصی بین خودی و بیگانه و هم‌چنین دوست و دشمن ترسیم می‌شود و اعتماد محدود به کسانی است که به جمع و گروه تعلق دارند و هرکس خارج از آن قرار گیرد مظنون و مشکوک است.

طبق نظر فوکویاما اعتماد حاکم بر روابط میان اعضا خانواده یا قوم و قبیله لزوماً به روابط افراد در جامعه سرایت نمی‌کند. به طور معمول سطح اعتماد در میان خانواده در همه جوامع بالاست آن چه باعث ایجاد تفاوت اساسی میان کشورها و مناطق می‌شود میزان اعتماد تعمیم یافته است (امیری و رحمانی، 1385).

 

دانلود پایان نامه