انتقادات مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

انتقادات وارده بر مدیریت دانش

استوارت فرگوسن و جان وکرت[1] در سال 2005 با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان سيستم‌های مدیریت دانش و جستجو برای تماميت، انتقاداتی را در مدیریت دانش سازمانها مطرح ساختند. برخی از مسائل مطرح شده؛ مانند مورد توصيف شده بوسيله ليغ دونوگو[2] و همکارانش که در آن روسای یک شرکت دریافتند که تکنولوژی جدید اینترانت بطور عمده توسط کارکنان برای چک کردن منوی کافه تریا استفاده شده است؛ تبدیل به ضرب المثل شده است.

ساندرا موفت و ردنی مکادم[3] به سناریوی آشنایی اشاره می‌کنند که در آن مدیران ميليونها دلار صرف تکنولوژی های جدید می‌کنند فقط برای اینکه دریابند که بازگشت سرمایه‌ها اندک بوده است. آنها همچنين به یک هراس مشترک در تبدیل دانش نهان به عيان اشاره می‌کنند؛ که سازمانها عينيت بخشيدن و تثبيت دانش را، با غفلت کامل از عنصر انسانی مدیریت دانش، سر انجام به اطلاعات ساکن و ناکارآمد ختم کنند. ریچارد مک درموت[4] مورد بزرگتری از عدم انعطاف‌پذیری را توصيف می‌کند که در آن یک کمپانی توليدات پرمشتری تلاش کرد تا یک سپارشگاه دانش ایجاد کند اما نتيجه‌اش ایجاد یک بنجل اطلاعاتی بود. کارمندان می‌دانستند که کار آنها بسيار متنوع‌تر از آنست که بتوان آن را در یک بانک اطلاعاتی گردآوری نمود، با این همه رئيس شرکت فقط برای این که دریابد که بانک اطلاعاتی فاقد اطلاعات مثمرثمر برای آنها در ارتقاء فرآیندهای کاری و یادگيری مشارکتی است، آنان را به انجام آن مجبور کرد. مجموعه مقالات سال گذشته تحت عنوان مدیریت دانش به شکست بسياری ازسيستمهای مدیریت دانش در انطباقشان با نيازها و انتظارات شرکت‌ها اشاره می‌کند و در یک نتيجه‌گيری بحث برانگيز اظهار می‌کند که این شکست ها بخاطر ضعف آموزش استفاده کننده است و اعلام می‌کند که راه حل واضح برای حل این مشکل وارد کردن مسئولین که البته همه چيزرا درباره آموزش استفاده کننده می‌دانند، است (استوارت فرگوسن و جان وکرت، 2005).

ما این نتيجه‌گيری را بحث برانگيز می‌خوانيم، چرا که به خاطر عدم شواهد عملی، فرض عمومی براین است که شکست به استفاده کنندگان مربوط می‌شود، نه سيستمهای جدید و واقعيت این است که توجهی به دیگرعوامل احتمالی مثل مسائل توسعه سيستمها نمی‌شود (همان منبع).

2-13- عوامل شکست و موفقیت مدیریت دانش

یک نظام مدیریت دانش موفق می‌باید عملیاتی همچون ایجاد، ذخیره‌سازی و بازیابی، انتقال، و بکارگیری دانش را به خوبی انجام دهد. بااین وجود عوامل دیگری نیز بر موفقیت مدیریت دانش تأثیرگذار هستند.

کاویندا[5](2004) عوامل موفقیت مدیریت دانش را در چهار دسته طبقه بندی می‌کند:

  1. افراد، 2. فرهنگ، 3. فرآیندهای سیستماتیک و موثر، 4. سیستمها و تکنولوژی‌های اطلاعاتی

مهمترین چالش در مدیریت دانش اطمینان از مشارکت اعضا در سهیم‌سازی دانش، همکاری و کاربرد مجدد دانش برای کسب نتایج مطلوب است. تجربه هایی که کارکنان طی سالهای متمادی در نتیجه شکست ها، موفقیت ها و خطاهای متعدد بدست آورده‌اند، به صورت دانش پنهان، در انجام هر چه بهتر و سریعتر کارها و فعالیت‌ها، آنها را یاری می‌کند. این موضوع مهم باید با فرهنگ سازمان همراه باشد و فرهنگی بر سازمان حاکم شود که از احتکار دانش، جلوگیری و فضای توأم با صمیمیت و اعتماد خلق کند. برای تحقق این هدف لازم است به انگیزه‌های افراد توجه شود. بدین منظور عواملی نظیر سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد، استراتژی‌ها و اهداف سازمان و همچنین فناوری‌های اطلاعاتی که در سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرند، برای کمک به سیالیت جریان اطلاعات که رسالت اصلی فناوری اطلاعات به شمار می‌رود، موثرند و موفقیت مدیریت دانش را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند (کاویندا، 2004).

داونپورت و همکارانش (1998) چند شاخص موفقیت پروژه‌های مدیریت دانش را معین کرده‌اند که شامل (آلتون چوآ و وینگ لام، 2005) :

– رشد در منابع وابسته به پروژه مثل افراد و بودجه

– رشد در حجم محتوای دانش و کاربرد آن (تعداد اسناد یا دستیابی به مخازن دانش برای پروژه)

– احتمال ادامه پروژه بدون حمایت از افراد خاص یعنی پروژه یک ابتکار سازمانی است نه فردی

– شواهدی دال بر بازگشت سرمایه‌گذاری برای فعالیت مدیریت دانش یا سازمان‌های بزرگتر

 

 

 

آلتون چوآ و وینگ لام[6](2005) در پژوهشی به بررسی عوامل شکست پروژه‌های مدیریت دانش در بانک جهانی، شرکت‌های دارویی، شرکت‌های دولتی، شرکت‌های جهانی و بین‌المللی پرداختند. دراین راستا این دو پژوهشگر چهار طبقه شامل: تکنولوژی، فرهنگ، ظرفیت و محتوا، مدیریت پروژه را به عنوان عوامل شکست مدیریت دانش مشخص کردند.

طبقه تکنولوژی اشاره به جنبه‌های زیرساختی مدیریت دانش، ابزارها و تکنولوژی دارد. در این طبقه، عدم حمایت زیرساخت فنی از تعداد ارتباطات همزمان، سطح کاربردی پایین در ابزارهای مدیریت دانش، غفلت کردن از جنبه‌های ضمنی دانش به دلیل اعتماد بیش از حد به ابزارهای مدیریت دانش و هزینه‌های بالای ابزارهای مدیریت دانش از مسائل عمده برشمرده شده است.

طبقه فرهنگ شامل افراد و رفتار سازمانی می‌شود. در این طبقه، سوءاستفاده از پروژه مدیریت دانش جهت بدست آوردن اختیار، عدم وجود اعتماد برای تسهیم دانش، گرفتن دانش از دیگران دال بر بی‌لیاقتی، از مشکلات اصلی می باشد.

طبقه محتوی اشاره به ویژگی ها یا خواص خود دانش و طبقه مدیریت پروژه اشاره به ابتکارات مدیریت دانش مثل یک پروژه دارد.

[1]. Stuart Ferguson & John Wecker

[2] . Leigh Donoghue

[3]. Sandra Moffett and Rodney McAdam

[4]. McDermott

[5]. Kavinda

[6] . Alton Chua&Wing Lam

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.