ارتباط کارآمد//پایان نامه درمورد مهارت ارتباطی مدیران

دانلود پایان نامه

سه اصل مورد نیاز برای ارتباط کارآمد

پژوهشگران و نظریه پردازان در علوم رفتاری بیان می کنند که سه عامل بنیادی باعث پیشبرد ارتباط           می شوند:  صداقت، عشق محض، همدلی.

صداقت : یعنی شخص براستی آن چیزی باشد که هست. بدون اینکه خودنمایی کند. شخص قابل اعتماد کسی است به احساس های خود آگاه است و در زمان مناسب آنها را بروز می دهد.

صداقت شامل سه بخش است: خودآگاهی ، خودپذیری و بیان خود.

عشق محض : دومین مفهوم مهمی که باعث رشد ارتباطات می شود عشق محض است. واژه های زیادی برای این مفهوم به کار رفته است. (بولتون،1380،ص414)

برخی از متداولترین نامهای مورد استفاده (( احترام))، (( پذیرش ))، و گمان خوب می باشد که تا اندازه ای در برگیرنده این مضمون هستند و به معنای خواهان ارتباط می باشند.

همدلی: سومین ویژگی مهمی که باعث توسعه روابط انسانی می شود همدلی است.

2-2-9  همدلی

واژه همدلی به وسیله روانشناسان آلمانی و به معنای توانایی درک فرد مقابل به همان اندازه که خود او را درک می کند ترجمه شده است.

همدلی به معنای توانایی درک طرف مقابل به همان ظرفیتی که خود را درک می کند می باشد. شخص دارای این احساس می تواند به درون فرد دیگری راه یابد و دنیای او را از دید او ببیند. او به فرد مقابل به گونه ای کامل بدون خشک اندیشی و پیشداوری گوش می دهد. (بولتون،1380،ص414)

براي اینکه بتوانیم سختیهاي زندگی که بنا به ماهیت اجتماعی مجبور به روبرو شدن با آنها هستیم را پشت سر بگذاریم نیاز به حمایتهاي اجتماعی داریم و یکی از مهمترین این حمایتها همدلی است. مهارت همدلی یعنی اینکه فرد، زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درك کرده تا بتواند انسانهاي دیگر را وقتی با او بسیار متفاوت هستند ، بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. بسیاري از رفتارهاي خشن در سطح جامعه ناشی از نداشتن مهارت همدلی میباشد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود بخشیده و به ایجاد رفتارهاي حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسانهاي دیگر منجر می شود. دوستیها و ارتباطات را تقویت نموده و باعث  می شود تا سطح آگاهی هاي اجتماعی در جامعه افزایش پیدا کند. (مرادی،1386)

همدلی توانایی ارزیابی و تشخیص احساسات و واقعیات در افراد است. همچنین توانایی یک فرد برای تحمل و حفظ ارتباط با افراد در زندگی اجتماعی و سطوح سلسله مراتبی است. (گنجه خسروی و همکاران،1390)

همدلی ظرفیت بنیادین افراد در تنظیم روابط، حمایت از فعالیتهای مشترک  انسجام گروهی است و عنصری ضروری برای عملکردهای موفقیت آمیز بین شخصی محسوب می شود. (بشارت و همکاران،1390)

به منظور برقراری روابط همدلانه فرد باید بتواند خود را جای دیگران گذاشته و امور را از دیدگاه آنان ببیند. شرط لازم برای چنین کاری این است که فرد خود را بشناسد. (مرادی،1386)

همدلی، توانایی مهمی است که فرد را با احساسات و افکار دیگران هماهنگ میکند، او را به دنیاي اجتماعی پیوند می زند، کمک به دیگران را براي وي ترسیم میکند و از آسیب به دیگران جلوگیري میکند. همدلی نیروي برانگیزاننده ي رفتارهاي اجتماعی است که انسجام گروهی را در پی دارد. همدلی موضوع مهمی در فلسفه اخلاقی مدرن نیز محسوب میشود.  نقش همدلی در رشد اخلاقی و اجتماعی بی چون و چراست . ابراز مناسب همدلی مستلزم داشتن مهارت هاي اجتماعی است. (خدابخش،منصوری،1391)

مردم علاقمندند با افرادی کار کنند که میان ایشان محبت متقابل حکمفرماست. هر کارگر و کارمند علاقمند است که همکارانش دوستان مهربان او باشند و نیز مورد محبت مدیرش قرار گیرد و همواره نظر او را درباره خودش بداند. همچنین، مدیر به پیشرفت کارمند یا کارگرش توجه کند و حتی این توجه خود را به او بگوید. و از طرفی فرد دوست دارد که مورد حمایت و پشتیبانی از جانب خانواده قرار گیرد، این باعث می شود که شخص احساس ارزشمند بودن و قابل احترام بودن کند و شخص از شغلش لذت بیشتری برده و کارش را به نحو بهتری انجام دهد و خشنودی شغلی اش افزایش می یابد. (عسگری، نکل زاده،1390)

با توجه به تحقیقات صورت گرفته ادراک از احساس همدلی و حمایت اجتماعی دیگران علائم ناراحتی های جسمی و پریشانی را کاهش می دهد. زیرا حسی را در افراد ایجاد می کند که به جلوگیری از اتفاقاتی که موجب مسائل و مشکلات جسمی می شود کمک می کند.(Scott and et al,2010)

2-2-9-1  بخشهای سه گانه همدلی

تعاریفی که به تازگی برای همدلی شده آن را دربردارنده سه بخش می داند :

نخست شخص همدل دارای درکی درست و حساس از احساسهای دیگری است در حالیکه یک فاصله معینی را از او نگه می دارد.

دوم  همدلی به معنای درک جایگاهی است که در ایجاد آن، احساسها دخالت دارند یا آنها را مورد هدف قرار می دهند.

سوم شخص همدل چنان با دیگران ارتباط برقرار می کند که طرف مقابل احساس می کند که پذیرفته و درک شده است. درک نوع ارتباطات فردی که درخواست همدلی می کند بسیار زندگی بخش است. (بولتون،1380،ص436-433)

اگر مفهوم حس همدلی را در طیفی قرار دهیم که با بی تفاوتی شروع و به همدردی پایان یابد، بهتر درک خواهد شد.

 

بی تفاوتی                                                       همدلی                                                    همدردی

به من ربطی ندارد                           امروز به نظر می آید                             بیچاره شما

که به راستی افسرده هستید.

 

این مشکل خود تو است       به نظر می آید از این مسئله براستی           من براستی احساس نگران

آسیب دیده اید                             کننده درباره شما دارم

 

  • بی تفاوتی در واژه نامه ها به عنوان (( نبود احساس، نبود دلبستگی، یا نبود توجه)) معنی شده است.
  • همدردی در نقطه مقابل این طیف قرار دارد و به معنای درگیری گسترده در احساسهای دیگری یا دیگران است. همدردی، بیشتر با یک نگرش دلسوزانه همراه است.
  • چنانچه در روابطی که مهم هستند بی تفاوتی به شکل رایج و متداول درآید بسیار ویرانگر و زیان آور می شود. البته همدردی زیاد و همیشگی زیان آورتر از بی تفاوتی است. مدارا و ابراز فروتنی نسبت به زیر دست چنانچه با احساسی شدن همراه باشد هم به حال فردی که همدردی می کند و هم به حال کسی که مورد همدردی قرار می گیرد زیان بار است. زیرا زمانیکه طرف مقابل به راستی نیازمند توانایی است حالت ناتوانی را به او القا می کند.
  • همدلی به معنای رفتن، همراه با کسی به گوشه گوشه درون است. همدلی دربرگیرنده درک احساسهای دیگران است بدون آنکه شخصیت و هویت خود را از دست بدهد. همدلی به معنای پاسخ مناسب و درست است به نیازهای دیگران بدون آنکه به آنها گرفتار شود. شخص همدل ناراحتی دیگران را احساس می کند بدون آنکه به وسیله آنها ناتوان شود. او سرگردانی، خشم، ترس یا عشق و دیگران را همانند احساسهای خود می داند ولی به هر حال نسبت به این احساسها آگاهانه واکنش نشان می دهد.
  • همدلی در برگیرنده همانند سازی و نزدیکی به دیگران است. ( ولی اگر این همانندسازی جنبه افراطی پیدا کند دیگر همدلی نامیده نمی شود.)
دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.