اخلاق در سازمان:”پایان نامه اخلاق سازمانی درمدیریت دانش

دانلود پایان نامه

 نقش اخلاق در سازمان

سازمان ها براي انجام دادن امور سازماني خود، علاوه بر معيارهاي سازماني و قانوني نياز به مجموعه اي از رهنمود هاي اخلاقي و ارزشي دارند كه آنان را در رفتار و اعمال اداري ياري دهد و نوعي هماهنگي و وحدت رويه در حركت به سوي شيوه مطلوب جمعي و عمومي ميسرسازد. معمولاً اعضاي سازمان ارزش هايي را كه در ارتباط با زندگي سازماني آنها است، مي پذيرند. سازمان ها مجبورند كه محيطي از اخلاق و ارزش ها در سازمان ايجادكنند.درك نوع رفتار قابل قبول عاملي مهم در جو سازماني مي باشد. درك رفتار مناسب بخشي از جو سازماني است، كه همه بخش ها را در فرايند تصميم گيري تحت تاثير قرار مي دهد.  از نظر لوزير[1](2000) رفتار اخلاقي يك مسئله عمومي است. سازمان ها به دنبال كاركنان درست كار هستند و در اخلاق و مسئوليت پذيري اجتماعي مورد قضاوت قرار مي گيرند. او رفتار اخلاقي را اصولي ميداند كه در سراسر دنيا ايجاد شده و مسئله اي است كه، از زماني به زمان ديگر تغيير شكل پيدا مي كند (کریمی وهمکاران، 1389).

2-2-7) جو اخلاقی سازمان

جو اخلاقی سازمان ادراکات شکل گرفته سازمانی از رویه های سازمانی است. سوال اصلی که جو اخلاقی را شکل می دهد، این است: آیا رویه های سازمانی در این مقطع زمانی از محتوایی اخلاقی برخوردارند؟ جارامیلو(2012)می نویسد: این سوال حول تحلیل چهار حوزه سازمانی مطرح شده و پاسخ بدان جو اخلاقی موجود در یک ساختار یکسان را شکل می دهد. اقدامات فنی- تخصصی؛ هنجارهای اخلاقی، رفتار همتایان و مسئولیت- اعتماد چهار حوزه سازمانی یا نقطه تحلیل محتوای اخلاقی سازمان را تشکیل می دهند(Jaramillo,2012). جو اخلاقی سازمان دربرگیرنده ادراک از امور درست و اشتباه در محیط کاری سازمان بوده و تفسیر و ارزیابی صحیح آن هنجارها و ارزش های سازمانی را انعکاس می دهد. (رحیم نیا و نیکخواه فرخانی، 1390). جو اخلاقي سازمان هدایتگر رفتار كاركنان و بازتاب خصوصيات اخلاقي هر سازمان است. جو اخلاقي  همچنین ادراك عمومي از عملكردهاي سازماني خاص و رويه هايي كه محتواي اخلاقي دارند، در نظر گرفت(نادی و حاذقی، 1390). ارزشهای اخلاقی و انتظارات  اخلاقی از رفتارهای راهوار سازمانی نشانگر تاثیر اخلاقیات بر تصمیمات اعضای سازمان بوده و به معنی وجود گزینه های اخلاقی جهت انتخاب و عمل کارکنان می باشد (رحیم نیا و نیکخواه فرخانی، 1390).  محققین جو اخلاقی را به عنوان چارچوبی برای ایجاد و تقویت هنجارهای قابل قبول، ارزش ها و عقایدی تلقی می کنند که با این دیدگاه نهادی که “کارها چطور باید انجام شود” مرتبط است .(Elci& Alpkan, 2009)بر این اساس انتظار می رود جو اخلاقی ضمن هدایت رفتار های اخلاقی بازتاب ارزش ها و اخلاقیات ارجح سازمانی باشد(Acikgoz &Gunsel,2011).

2-2-8) نگاهی به مفهوم ارزش

ارزش از بنیادی ترین عوامل در تبیین اندیشه، عمل یا اعمال فرد و همچنین شکل گیری حیات اجتماعی است. فرهنگ فلسفی لالاند (laland) چهار معنای متفاوت در ارتباط با چهار ویژگی اشیاء از جهت ارزش گذاری می بیند:

  • اینکه تا چه حد مورد آرزو و علایق فرد یا معمولا گروهی از افراد است.
  • اینکه تا چه حد شایستگی چنین علایقی را دارا است.
  • اینکه تا چه حد هدفی را برآورده می سازد.
  • اینکه در یک گروه اجتماعی درزمانی خاص، تا چه حد امکان مبادله آن با مقداری معین از کالایی به عنوان واحد اندازه گیری بها وجود دارد (ساروخانی، 1375).

واقعه یا چیزی که مورد اعتنای جامعه قرار گیرد ارزش اجتماعی نام دارد. ارزش اجتماعی انگیزه گرایش های اجتماعی (social attitudes) می شود. گرایش های اجتماعی تمایلاتی کلی هستند که در فرد بوجود می آیند و ادراکات و عواطف و افعال او را در جهات معینی به جریان می اندازند. واژه ارزش و هنجار  دو مفهوم متمایز از یکدیگرند:

  • ارزش آن چیزی است که یک فرد می گوید خوب است یا بد.
  • ارزش اجتماعی آن چیزی است که اکثریت یک گروه یا جامعه می گویند خوب است یا بد.

تفاوت دو جمله بالا در این است که فرد ممکن است در پی ارزشهایی باشد که برای دیگران ارزش نباشند، یعنی “اجتماعی” نباشند، مثلا لوط در بین قومش یا سقراط یا بسیاری دیگر از افراد که به دنبال ارزشهای والایی بوده و هستند که اکثریت جامعه در پی آن نیست. ارزشها منشاهای مختلف دارند (نیازها، هنجارها، کمیابی …) یک از منشاهای پیدایش ارزش، هنجارها هستند. هنجار آن قاعده، رفتار یا خصوصیتی است که اکثریت یک گروه یا جامعه به آن عمل می کنند یا می پذیرند و عدم پیروی از آن مجازات و توبیخ (بیشتر غیر رسمی) در پی دارد. این به این معنی است که عمل نکردن به هنجار “بد” است، یعنی “بی ارزش” است و پیروی از هنجار “خوب” و “باارزش”. از اینجاست که هنجارها یکی ازعلل پیدایش ارزشها هستند.  به عبارت دیگر فقط وقتی یک ارزش به هنجار تبدیل شد، یعنی وقتی اکثریت یک جامعه یک پدیده را باارزش تلقی نمودند، آن پدیده به ارزش اجتماعی یا ارزش هنجار شده تبدیل می گردد. پدیده هایی که ماهیتا ارزش واقعی دارند نیز فقط وقتی به ارزش اجتماعی تبدیل می شوند، که رهبران آن جامعه بتوانند آن ارزش را در جامعه اشاعه دهند و به هنجار تبدیل نمایند، به طوریکه عدم پذیرش درونی و عدم رعایت آن توبیخ های درونی و غیر رسمی از جانب بقیه اعضاء جامعه در پی داشته باشد. اما در مقابل هر چه که هنجار شد چه ماهیتا باارزش باشد و چه بی ارزش، از نظر اکثریت اعضاء جامعه باارزش (یعنی به ارزش اجتماعی تبدیل) می شود (رفیع پور، 1387).

[1] Lussier

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.